مقايسه عزت نفس و پاسخ هاي مقابله اي در زوجين نابارور و زوجين بارور شهرستان شهركرد

سيد كمال صولتي دهكردي*، دكتر آذر دانش**، دكتر فروزان گنجي***، احمد عابدی

* مربی گروه روانپزشکی و دانشجوي دوره دكتري رشته روانشناسي - دانشگاه علوم پزشكي شهركرد (مؤلف مسئول)،  **استاديار گروه زنان دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، *** متخصص پزشكي اجتماعي دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، † دانشجوی دوره دکتری روانشناسی – دانشگاه اصفهان.تاریخ دریافت: 23/3/84 - تاریخ تأییدیه: 17/10/84

چکیده:

زمينه و هدف: ناباروري يك بيماري است كه در آن، زنان در خلال يك سال فعاليت جنسي، بدون استفاده از روشهای پيشگيری، قادر به بارداری نباشند. عزت نفس، يک روش روانشناختی است که به وسيله آن يک شخص خودش را ارزيابی می نمايد. پاسخ های مقابله ای، روشهای ادراکی هستند که برای برخورد و مقابله با نگرانی های زندگی به کار می روند. مطالعات روانشناختی در زوجين نابارور نشان داده که ناباروری، يک بحران بيولوژيکی - روانشناختی است که می تواند مشکلات روانشناختی در اين افراد ايجاد کند. به همين دليل، هدف از اين بررسی، مقايسه عزت نفس و پاسخ های مقابله ای در زوجين نابارور در شهرکرد در سالهای 82 تا 83 بوده است.

روش بررسي: در يک مطالعه توصيفي - تحليلي 50 زوج نابارور كه به كلينيك زنان بيمارستان هاجر يا مطب پزشك متخصص زنان به دليل مشكلات ناباروري مراجعه كرده بودند و 50 زوج بارور که به طور تصادفي از بين زوجين بارور مراجعه كننده به كلينك زنان و متخصص زنان انتخاب شدند. افراد مورد پژوهش با استفاده از
آزمون های عزت نفس کوپر اسميت، آزمون مقابله ای بيلينگز و موس و همچنين چک ليست ويژگی هاي دموگرافيك و ساير اطلاعات مربوط به زوجين مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون
t مستقل و ضريب همبستگی اسپيرمن مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

يافته ها: نتايج نشان داد كه ميانگين نمرات عزت نفس در زوج هاي نابارور 9/8±3/27 و در زوج هاي بارور 8±7/32 بود (05/0p<). ميانگين نمرات پاسخ هاي مقابله اي مسئله مدارانه و هيجان مدارانه در زوجين بارور و نابارور اختلاف چنداني با يكديگر نداشتند (05/0p>). علاوه بر اين بين سن و عزت نفس در زنان نابارور همبستگي منفي بدست آمد (05/0p<). اما بين عزت نفس با متغيرهاي مدت ازدواج، مدت نازائي و مدت درمان همبستگي وجود نداشت. همچنين بين مهارت هاي مقابله با متغيرهاي سن، مدت ازدواج، مدت نازائي و مدت درمان  نازايی هيچگونه همبستگي بدست نيامد.

نتيجه گيري: پيامدهای ناشی از ناباروری در زمينه مسائل روانشناختی يکی از مسائل مهمی است که زوجين نابارور با آن روبرو هستند و بی توجهی به اين مسئله آثار زيانباری را به دنبال خواهد داشت.

 

واژه هاي كليدي: پاسخ هاي مقابله اي، زوجين، عزت نفس، ناباروري.

منبع:     www.skums.ac.ir/moavenat/admin/jornal/file_jornal/Ms-Solaty.doc

مقايسة  افسردگي و شاخص‌هاي رضايتمندي در خانواده‌هاي داراي فرد فوت شده مرگ مغزي در دو گروه اهداكننده

دكتر سيد امير حسين توكلي، دكتر مريم رسوليان، دكتر مهدي قدري گلستاني
چكيده
مقدمه: زنده‌بودن شماري از اعضاي بدن فرد فوت‌شده به‌دليل مرگ مغزي، شايد خانواده وي را در پذيرش فوت و گذار از مرحله انكار سوگ دچار مشكل نمايد. از اين رو پژوهش حاضر با هدف مقايسه افسردگي در دو گروه بستگان افراد دچار مرگ مغزي (اهداكننده و غيراهداكننده اعضا) و شاخص‎هاي رضايت‌مندي آنها از نظام درماني انجام شد.
مواد و روش‌كار: اين پژوهش از نوع توصيفي– مقطعي است، آزمودني‌ها، بستگان درجه اول افراد فوت شده مرگ مغزي بودند. 54 نفر از 27 خانواده اهداكننده و 104 نفر از 58 خانواده غير اهداكننده به روش نمونه‌گيري در دسترس در پژوهش شركت كردند. اين افراد يكي از بستگان درجه اول خود را طي سال‌هاي 1380 و 1381 در استان تهران، به دنبال مرگ مغزي از دست داده بودند. براي گردآوري داده‌ها پرسش‌نامه ويژگي‌هاي جمعيت‌شناختي و پرسش‌نامه افسردگي بك به‌كار برده شد. داده‌ها به‌كمك روش هاي آمار توصيفي تحليل گرديدند.
يافته‎ها: در 4/20% افراد خانواده‌هاي اهداكننده و 3/17% افراد خانواده‌هاي غير اهداكننده افسردگي ديده شد اما تفاوت اين دو از نظر آماري معني‌دار نبود. مقايسه ميزان افسردگي والدين اهداكننده و والدين غيراهداكننده هم‌چنين همسران و فرزندان دو گروه تفاوت معني‌دار نشان نداد، ليكن بستگان اهداكننده، پديده اهداي اعضا را در كاهش غم از دست دادن متوفي در 66% موارد كاملاً و در 32% موارد تا اندازه‌اي مؤثر مي‌دانند.
نتيجه‌گيري: اهداكنندگي بر ميزان افسردگي بعدي و سير سوگواري بستگان فوت‌شدگان مرگ مغزي تأثيري ندارد.

كليدواژه: اهداي عضو، مرگ مغزي، افسردگي، سوگواري، خانواده

انيستيتو روانپزشكي تهران و مركز تحقيقات بهداشت و روان(www.tehranpi.org)

بررسي تطبيقي عوامل موثر بر رضايت شغلي زنان شاغل

تاريخ ارائه: 1377

دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم اجتماعي - علامه

نام دانشجويان: اشرف مهمان نوازان 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: جامعه شناسي

اساتيد راهنما: جعفر سخاوت استاديار دكتري تخصصي جامعه شناسي آسيبهاي اجتماعي ,    

اساتيد مشاور: محمد عبداللهي دانشيار دكترا جامعه شناسي ,

کليد واژه: رضايت شغلي,زنان 

چكيده: هدف : بررسي عواملي كه بر رضايت شغلي زنان شاغل تاثير گذارند و دستيابي به عوامل محيطي و اجتماعي موثر بر پنداشت زنان شاغل . پرسشها : با تكيه بر مشكلات خاص زنان جهت اشتغال چه عواملي بر رضايت شغلي آنان تاثير گذار است؟ آيا بين رضايت شغلي زنان شاغل و نقشهاي متعددي آنان و مشكلات مترتب از آنها رابطه اي وجود دارد؟ چه عواملي بر پنداشت آنان از سود يا زيان ناشي از اشتغال تاثير گذار است كه نهايتاً منجر به رضايت از شغل و يا نارضايتي از شغل مي گردد؟ فرضيه ها : رابطه رضايت شغلي و خصوصيات فردي با پنداشت آنان از ميزان وجود عدالت در ارتقاء شغلي ، رابطه با همكاران و روسا. روش تحقيق: پيمايشي با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه . جامعه : زنان شاغل دانشگاه الزهراء ، ايران خودرو( اداري ، مالي ، آموزشي )، پارس الكتريك . نمونه گيري بصورت پوششي . تجزيه و تحليل داده ها : جداول يكسان بندي ، آمار،درصد،جداول دو بعدي ، آزمونهاي آماري ، ضريب همبستگي كندال و جداول كنترلي (سه بعدي ). نتايج: بين سطح تحصيلات ، ميزان وجود عدالت در ارتقاء شغلي ، ميزان مشاركت در تصميم گيري هاي شغلي ، چگونگي رابطه با همكاران و روسا، ميزان پاداشهاي مورد انتظار ، ميزان كشمكش نقش ، ميزان ارزش گذاري براي اشتغال و تصور از مسائل و مشكلات ناشي از بيكاري با رضايت شغلي رابطه وجود دارد. پيشنهدات : توجه به معضلات و موانع اشتغال زنان .توجه به علت يابي تاثير تحصيلات بر رضايتمندي از شغل ، رفع هر گونه تبعيض ميان زنان و مردان شاغل و حتي بين خود زنان جهت ارتقاء انجام تحقيقاتي راجع به فرهنگ روابط سازماني و ارتقاء اطلاعات جهت بهبود روابط همكاران و روسا دخالت دادن زنان و سهيم نمودن آنان در تصميم گيري هاي شغلي ، شناخت بيشتر در زمينه نيازها وانتظارات زنان و رفع تبعيض شناخت بيشتر در زمينه نوع ارزشهاي زنان شاغل و كار فرهنگي بر آنها توجه مسئولين به نقشهاي متعددي زنان و كشمكش هاي ناشي از آن و كاهش اين كشمكشها با ايجاد تسهيلات و انتظارات معقول و مطابق با آن . اين پايان نامه همراه با جدول ، كتابنامه و در 209 ص ارائه گرديده شده است. 1707پ

بررسي عوامل موثر در تقاضاي طلاق زنان سنين 20 تا 40 سال شهر تهران و مقايسه آن با عوامل رضامندي زناني

تاريخ ارائه: 1374

دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه

نام دانشجويان: مينا علي اسماعيلي 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: روانشناسي عمومي

اساتيد راهنما: مريم سيف نراقي استاد دكتري تخصصي آموزش و پرورش   

اساتيد مشاور: يوسف كريمي دانشيار دكتري تخصصي روانشناسي تربيتي 

کليد واژه: طلاق,ازدواج,اختلالات طبقاتي,Divorce 

چكيده: هدف تحقيق : بررسي مسائل مادي و اخلاقي و فرهنگي طبقاتي كه سبب از هم پاشيدگي زندگي مي شود. 1- آيا بين مسائل و مشكلات مادي در خانواده هائيكه در مرز طلاق قرار گرفته اند با خانواده هائيكه از زندگي راضي هستند تفاوت وجود دارد؟ 2- آيا بين مسائل و مشكلات مرتبط با عصبي بودن همسر در خانواده هائيكه در مرز طلاق قرار گرفته اند با خانواده هائيكه از زندگي راضي هستند تفاوت دارد؟ و... روش تحقيق : روش علي يا پس از وقوع مي باشد. جامعه آماري : كليه بانواني متقاضي طلاق بين سنين 20 تا 40 سال شهر تهران و بانواني كه از نظر سن و وسعت حوزه تحقيق با متقاضيان طلاق جور شده اند اما راضي زندگي هستند تشكيل مي دهند. يافته هاي تحقيق : بيشتر زنان متقاضي طلاق بين 24 تا 29 سال مي باشند. بيشترين در درصد در رابطه با ميزان تحصيلات زنان متقاضي طلاق از ديپلم به پايين مي باشد كه در واقع بالاترين درصد متقاضيان طلاق بطور اخص داراي تحصيلات در سطح ديپلم مي باشد. و زنان خانه دار هستند. و مربوط به زناني است كه همسران آنها ديپلمه هستند و.... نتيجه گيري : نتايج تحقيق نشان مي دهد كه عمده ترين علل با جمع درصدهاي ميزان بسيار زياد و زياد و در بعضي موارد جمع درصدهاي بسيار كم و هيچ به ترتيب بالاترين درصد بشرح زير است: در درجه اول عدم تفاهم اخلاقي با همسر مي باشد كه در واقع 80 درصد را در بر مي گيرد و در درجه دوم عدم احساس مسئوليت همسر كه شامل 74 ردصد است. در درجه سوم مشكلات مادي زندگي مشترك آنان 60 درصد و سپس فحاشي همسر 47 درصد بدبيني زنان متقاضي طلاق با همسرانشان 27 درصد عدم رضايت از شغل همسر 27 درصد و .... مي باشد. و پيشنهاد مي شود كه : 1- اين تحقيق در جامعه گسترده تري با حجم نمونه بيشتري صورت گيرد. 2- اين تحقيق جهت بانوان متقاضي طلاق در سنين مختلف صورت گيرد. اين پايان نامه همراه با جدول ، نمودار ،كتابنامه و در 187 ص ارائه گرديده شده است.  

بررسي و مقايسه برخي اختلالات رفتاري (پرخاشگري ،...)در كودكان محروم از پدر و عادي در مدارس ابتدايي

تاريخ ارائه: 1377

دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه

نام دانشجويان: اسماعيل صفائي 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: روانشناسي تربيتي

اساتيد راهنما: يوسف كريمي دانشيار دكتري تخصصي روانشناسي تربيتي

اساتيد مشاور: فرخنده مفيدي دانشيار دكتري تخصصي آموزش و پرورش كودكان استثناي   


کليد واژه: پرخاشگري,Aggression,اختلال رفتاري,Behavior disorder 

چكيده: هدف : بررسي و مقايسه اختلال رفتار در كودكان محروم از پدر،عادي و شاهد. نمونه آماري: 294 دانش آموز (148 دختر و 146 پسر ) كه به شكل تصادفي ساده در سه گروه انتخاب شدند: 158-1 دانش آموز محروم از پدر (68 پسر و 68 دختر) كه پدرشان فوت كرده بود. 158-2 دانش آموز عادي (68 پسر و 68 دختر ) كه با پدر خود زندگي مي كردند.22-3 دانش آموز شاهد (12 دختر و 10 پسر ) كه پدرشان شهيد شده بود. يافته ها : در شش اختلال رفتاري (اختلال رفتار كلي ، پرخاشگري ،بيش فعالي ، اضطراب و افسردگي ،ناسازگاري اجتماعي،رفتارهاي ضد اجتماعي و اختلال كمبود توجه ) دانش آموزان محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دانش آموزان عادي از خود نشان مي دهند. دختران محروم از پدر نسبت به دانش آموزان عادي از خود نشان مي دهند. دختران محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دختران عادي از خود نشان مي دهند.پسران محروم از پدر زمينه اختلال رفتار كلي ، ناسازگاري اجتماعي و رفتارهاي ضداجتماعي اختلال رفتاري بيشتري نسبت به پسران عادي از خود نشان مي دهند اما در مورد اختلال پرخاشگري ،بيش فعالي،اضطراب و افسردگي واختلال كمبود توجه اختلاف بين نمرات دو گروه پسر معني دار نيست. پسران مروم از پدر با پسران شاهد و دختران محروم از پدر با دختران شاهد در هيچكدام از اختلالات رفتاري تفاوت معني دار نداشته و تنها در زمينه اختلال رفتار كلي ، دانش آموزان محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دانش آموزان شاهد از خود نشان مي دهند. محروميت از پدر مي تواند مشكلات رفتاري متعددي را براي دانش آموزان ايجاد نمايد كه براي پيشگيري و يا كم كردن آنها همكاري و معاضدت دست اندر كاران تعليم و تربيت ايجاد تسهيل در ارتباطات اجتماعي اين كودكان، دادن آموزشهاي لازم به آموزگاران و مادران آنها ارضاي نيازهاي عاطفي و رواني اين دانش آموزان و پر كردن اوقات فراغت آنها لازم به نظر مي رسد. اين پايان نامه همراه با جدول،نمودار ،كتابنامه و در 99 ص ارائه گرديده شده است. 1489پ