استرس در مادران باردار باعث بيماري رواني در كودكان ميشود.
منبع:www.irexpert.ir
منبع:www.irexpert.ir

مكانيسم هاي دقيق ابتلا به افسردگي هنوز كشف نشده اند. با وجود اين چند عامل زيست شيميايي و رواني اجتماعي شناخته شده اند كه باعث افسردگي مي شوند. ساختار زيست شيميايي و ژنتيكي بعضي از مردان و زنان چنان است كه در محيط هاي داراي عوامل محيطي و اجتماعي يكسان ، آسيب پذيري بيشتر نسبت به افسردگي نشان مي دهند.
علت هاي روان شناختي افسردگي گوناگون اند. استرس آغازگر افسردگي است. استرس هاي موجد افسردگي، رويدادهاي بزرگ ناخواسته زندگي اند؛ مثل مرگ يك عزيز، نه رويدادهاي جزيي مثل ترافيك شلوغ سرشب در شهر كه همواره با آن روبرو هستيم.
استرس هاي زندگي را بر اساس شدت تاثير درجه بندي كرده اند. مقياس 37 درجه ايHolmes , Rahe مرگ همسر را 100، طلاق را 75 ، بيماري شخصي را 53 ، ازدواج را 50 ، آبستني را 39 ، تغيير مسئوليت كار را 29 ، موفقيت چشمگير را 28 ، تغيير اوضاع زندگي را 25 ، مشكل داشتن با كارفرما را 23 ، تغيير فعاليت اجتماعي را 18 ارزيابي كرده است.
چنان كه در اين مقياس ديده مي شود استرس هاي خوشايند هم مي توانند از عوامل افسردگي باشند. ازدواج و آشتي بعد از جدايي، تنها عوامل استرس زا نيستند بلكه كسب موفقيت چشمگير، با آن كه بسيار خوشايند است، استرس زا است.
روان شناسان بر اين باورند كه در نبود حمايت اجتماعي يا دوستان، گرايش به افسردگي تشديد مي شود؛ به سخن ديگر وجود دوستان متعدد ، فرد را از ابتلاي به افسردگي حفظ مي كند.
بعضي از پژوهشگران بر اين باورند كه نشانگاهي به نام " اختلال افسرده ساز شخصيت" وجود دارد كه افراد مبتلا به آن همواره نسبت به خود و ديگران بدبين اند؛ جهان به نظر آنها بي رحم و بي پشتيبان است و خود بي ارزش اند و آينده نوميد كننده است. به خاطر داشتن اين ديد منفي به زندگي، مستعد ابتلاي به افسردگي اند.
علت هاي افسردگي سالخوردگان بسيارند. تعدادي از بيماري هاي وابسته به سالخوردگي و دارو و درمان آنها، مثل داروهاي ضد فشار خون يا تسكين درد مفاصل، آغازگر افسردگي اند يا باعث تغييرخلق و خوي مي شوند.
بسياري از استرس هاي بزرگ كه به افسردگي مي انجامند غالباً در سالخوردگي رخ مي دهند: مانند بيماري هاي مزمن و ناتواني هاي جسمي، گرفتاري هاي مالي، تغيير شيوه زندگي و بي هدفي در زندگي. گاهي مرداني كه در سراسر عمرخود فعاليت بسيار داشته اند در نتيجه ي ناتواني در تطبيق خود با زندگي بازنشستگي دچار افسردگي مي شوند. نكته جالب درباره افسردگي اين است كه دختران به دلايل بسيار كه با مقام زنان و وضع اجتماعي آنها در جامعه ما ارتباط دارد، نسبت به افسردگي آسيب پذيرترند. بعضي از بررسي ها نشان داده اند ، در حالي كه پسران از تغيير اوضاع بدني خود در سن بلوغ خرسند مي شوند، دختران غالباً از تغييرات جديدي كه در بدن آنها رخ مي دهد دچار ناآرامي مي گردند. بر سر اين كه دختران كمرو و خجالتي مستعد ابتلاي به افسردگي اند، اختلاف نظر وجود دارد. ولي اگر والدين آنها از نظر باليني افسرده باشند، اگر به عواطف آنها توجهي نشود و اگر به درستي تربيت نشوند، احتمال ابتلاي آنها به افسردگي زياد مي شود.

براساس گزارش " انجمن روان پزشكان آمريكا" 85 در صد مبتلايان به افسردگي كبير تا حد زيادي درمان مي شوند. از اين گذشته تشخيص به موقع بيماري سبب كاهش ، مدت و شدت بيماري مي شود و با درمان مناسب مي توان از بازگشت بيماري پيشگيري كرد يا از شدت آن كاست.
دو نوع درمان متداول براي افسردگي وجود دارد: روان درماني و دارو درماني، يعني استفاده از داروهاي ضد افسردگي. مسئله اين است كه غالباً افسردگي، غلط تشخيص داده مي شود و بيماران عموماً به چهار تا پنج پزشك يا روان پزشك مراجعه مي كنند تا يكي از آنها به درستي بيماري را تشخيص دهد و درمان كند. در بعضي موارد تشخيص درست داده مي شود ولي داروهاي آرامبخش و خواب آور دو برابر ميزان نياز و يا كمتر از مقدار مناسب تجويز مي گردد. از اين گذشته بسياري از بيماران گمان مي كنند دچار ضعف شده اند و به پزشك مراجعه نمي كنند. در حالات شديد فاقد انرژي و اميد به آينده اند.
طول درمان به نوع آن و شدت افسردگي وابسته است. در آزمايش هاي باليني 50 تا 60 درصد بيماران ظرف چهار تا شش هفته و گاهي دو تا چهار هفته به درمان پاسخ مي دهند، درمان كامل بين چهار تا شش ماه انجام مي گيرد.
روان درماني به عكس دارو درماني ظرف شش تا هشت هفته بهبود نشان مي دهد. ولي براي بهبود كامل تا دوازده هفته طول مي كشد. اگر روان درماني در اين مدت سود بخش نبود، دارو درماني بايد آغاز گردد.
1- وقتي بيمار قصد خودكشي دارد؛
2- وقتي بيمار چنان دلمرده است كه نمي تواند غذا بخورد؛
3- وقتي بيمار نشانه هايي از روان پريشي دارد؛
4- وقتي كه بيمار به بيماري خطرناك ديگري مثل ديابت مبتلا باشد.
داروهاي ضد افسردگي موادي هستند كه از افسردگي جلوگيري مي كنند يا آن را تسكين مي دهند. اين داروها مغز افراد افسردهرا به توليد" مواد شيميايي عصبي" كه فاقد است ، وادار مي سازد.
وقتي كسي احساس مي كند كه افسردگي پايان پذيرفته نبايد مصرف دارو را قطع كند ، بلكه بايد با نظارت پزشك تدريجاً به اين كار اقدام نمايد. از آنجا كه سالخوردگان عموماً داروهاي بيماري هاي ديگر را مصرف مي كنند ، پزشك و بيمار بايد در مورد ناسازگاري داروها با هم هوشيار باشند.
روان درماني افسردگي انواع گوناگون دارد ( متجاوز از 200 نوع ) كه اساس همه آنها " گفت و گو با بيمار" است.
روش هاي روان درماني در دو گروه جاي مي گيرند:
1) جهت دهنده به بينش بيمار درباره ي ريشه هاي بيماري يا افزايش آگاهي او از انگيزش ناخودآگاه خود؛
2) "رفتار درماني شناختي" كه عمدتاً در تغيير رفتار بيمار و فرآيندهاي انديشه او متمركز است؛ حال آنكه رفتار درماني تلاش مي كند راه هاي تغيير رفتار را به بيمار بياموزد تا بر افسردگي غلبه كند.
تلاش روان درماني، رفع تعارض هاي رواني بيماران و اصلاح رفتارهاي نادرست و شيوه هاي تفكري است كه به افسردگي انجاميده است. درمان جهت دهنده بينش بيمار به او امكان مي دهد بفهمد كه چرا افسرده شده است. حال آنكه رفتار درماني تلاش مي كند راه هاي تغيير رفتار را به بيمار بياموزد تا بر افسردگي غلبه كند.
چند نوع درمان ديگر غير از دارو درماني و روان درماني افسردگي وجود دارند: درمان با ايجاد تشنج به وسيله الكتريسيته، نور درماني و درمان هاي جانشين، درمان با ايجاد تشنج به وسيله الكتريسيته براي بيماراني تجويز مي شود كه به اختلالات شديد خلق و خوي مبتلا هستند.
نور درماني ، به وسيله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوكس ) انجام مي گردد. درمان هاي جانشين مثل ورزش منظم، در بيمار اعتماد به نفس ايجاد مي كند. از اين گذشته سبب افزايش تراز اندورفين در بدن مي شود.
اندورفين به بخش هايي از مغز اثر مي كند كه دست اندركار ادراك درد و هيجان اند. ميزان اين ماده در افراد افسرده كمتر از معمول است.
|
|
نقش صدا و سيما در افزايش و يا كاهش اضطراب : تلويزيون فرآيند شرايط جامعه است و در جاهايي كه اضطرابهاي كاذب در جامعه توليد شود،تلويزيون و رسانههاي گروهي بسيار مؤثر هستند كه اين اضطرابها را سركوب كنند.اما در مقابل در اضطرابهاي ناشي از بروز زلزله درست است كه رسانه ميتواند مؤثر باشد و كمك به كاهش اضطراب كند اما اصل آن را هم نميتوان ناديده گرفت چرا كه تلويزيون نميتواند آرامش صد در صد را در جامعه حاكم كند.
رسانه ميتواند نقش مؤثري را در برطرف و كنترل اضطرابها داشته باشد و به هر حال يكي از عوامل بسيار تاثيرگذار در كاهش اضطراب و ناآرامي،رسانه و خصوصا تلويزيون است.
يكي از دغدغههاي اصلي ما آرامش دهي به مردم است،اظهار داشت: ما توانستهايم در زمينه كاهش اضطراب در استان تاثيرگذار باشيم.
همچنين در مواردي كه به آرامش رواني جامعه كمك ميكند، برنامهريزيهايي را در قالب برنامههايمان داشته و داريم.برخورد رسانه با اين موارد 2 نوع است كه يكي برنامهريزيهاي ثابت،مستمر و هميشگي است كه در سياستها و برنامهريزيهاي تلويزيونقرار دارد و ديگري به صورت ويژه است.به طور مثال در يك زمان يك نوع ناامني ويژه به وجود ميآيد كه يكدفعه تمام جامعه را در بر ميگيرد كه ما در اين زمان با دعوت از روساي امنيتي و اطلاعرساني از شرايط اجتماعي و امنيتي تلاش ميكنيم مردم از آرامش خوبي در اين زمينه برخوردار شوند.
www.ksabz.net
خواب نا آرام و دیدن کابوسهای شبانه بین افرادی که تلاش برای خودکشی می کنند شایع است .
این بررسی در سوئد انجام شده و 165 بیمار بین 18-65 سال را مورد بررسی قرار داده است .این بیماران یا تحت درمان دارویی و یا روان پزشکی پس از تلاش برای خودکشی بودند . این پزوهش نسان داد که 86% از این افراد خوابهای آشفته داشتند .شایعترین شکایت آنها در شروع به خواب بود (73%) در مرحله بعد افرادی بودند که شکایت آنها باقی ماندن در خواب بود (69%) دیدن کابوسها (66%)زودتر از موعد از خواب بیدار شدن(58%) همراهی کابوسهای شبانه با خودکشی 5برابر دیگر عوامل بود .
Science Daily — In the first known report of its kind, a study published in the January 1st issue of the journal SLEEP finds that sleep disturbances are common among suicide attempters, and that nightmares are associated with suicidality.
The study, conducted by Nisse Sjöström, RN, and colleagues of Sahlgrenska University Hospital in Göteborg, Sweden, focused on 165 patients between the ages of 18-68, who were admitted to medical units or psychiatric wards at Sahlgrenska after a suicide attempt. It was discovered that 89 percent of subjects reported some kind of sleep disturbance. The most common complaint was difficulties initiating sleep (73 percent), followed by difficulties maintaining sleep (69 percent), nightmares (66 percent) and early morning awakening (58 percent). Nightmares were associated with a five-fold increase in risk for high suicidality.
"Our finding of an association between nightmares and suicidality does not imply causality," said Sjöström. "However, our findings should inspire clinicians to include questions concerning sleep disturbance and especially nightmares in the clinical assessment of suicidal patients."
Nightmares are disturbing, visual dream sequences that occur in your mind and wake you up from your sleep. Nightmares are very common and can begin at any age. Between 50-85 percent of adults report having a nightmare at least on occasion. They tend to become less frequent and intense as you age. Teen and adult women report nightmares more often than teen and adult men. Parents can also be disturbed of their sleep if their children have severe nightmares.
Nightmare disorder develops when you have nightmares on a frequent basis. Nightmare disorder is not as common. About two to eight percent of people have a current problem with nightmares. The use of some medications may be a cause of nightmare disorder. You may be more likely to have nightmare disorder if a relative also has it.
You should see a sleep specialist if your nightmares cause you great anxiety or often disrupt your sleep. A sleep specialist will help make an accurate diagnosis of your problem. He or she will also rule out possible underlying causes of the problem. While sleep specialists do not typically treat nightmares, most often they refer you to an experienced counselor or psychologist.
SLEEP is the official journal of the Associated Professional Sleep Societies, LLC, a joint venture of the AASM and the Sleep Research Society.
SleepEducation.com, a Web site maintained by the AASM, provides information about the various sleep disorders that exist, the forms of treatment available, recent news on the topic of sleep, sleep studies that have been conducted and a listing of sleep facilities.
Note: This story has been adapted from a news release issued by American Academy of Sleep Medicine.
http://www.sciencedaily.com/releases/2007/01/070101113027.htm