بررسي مقايسه اي رابطه ي هوش هيجاني با سلامت روان و پيشرفت تحصيلي در دانشجويان شاهد و غيرشاهد دانشگاه

نام و نام خانوادگي : علي اكبر حدادي كوهسار

استاد راهنما : دكتر رسول روشن

تاريخ ارائه: ۱۳۸۷

رشته و گرايش : روانشناسي

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: دكتر رسول روشن
اين پژوهش كه از نوع همبستگي و پس رويدادي مي باشد، با هدف بررسي مقايسه اي رابطه ي هوش هيجاني با سلامت روان و پيشرفت تحصيلي در دانشجويان شاهد و غيرشاهد دانشگاه تهران اجرا شده و جامعه ي آماري آن شامل كليه ي دانشجويان رشته هاي غيرپزشكي مقطع كارشناسي دانشگاه تهران است كه در سال تحصيلي 82-83 مشغول به تحصيل بوده و از بين آنان 300 نفر به روش تصادفي طبقه اي به عنوان نمونه انتخاب شده اند. ابزار جمع آوري اطلاعات پرسشنامه بوده و براي تجزيه و تحليل داده ها از روش هاي آمار توصيفي(شامل: ميانگين و انحراف استاندارد) و آمار استنباطي(شامل: همبستگي، رگرسيون چندمتغيره و تحليل واريانس دوعاملي) استفاده شده است. برپايه ي نتايج به دست آمده، بين دانشجويان شاهد و غيرشاهد در ميزان هوش هيجاني تفاوت معناداري مشاهده شد؛ اما در ميزان سلامت روانيِ دو گروه، تفاوت معناداري وجود ندارد. يافته هاي تحقيق حاضر هم چنين حاكي از آن است كه اگرچه بين هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي دانشجويان مورد بررسي همبستگي معنا¬داري مشاهده نشد؛ ولي بين دو متغيرِ سلامت روان با پيشرفت تحصيلي و هوش هيجاني و سلامت روان دانشجويان همبستگي معناداري مشاهده شده است.

بررسي رابطه بين سبکهاي اسنادي و انگيزه پيشرفت با پيشرفت تحصيلي در ميان دانش آموزان سال دوم رشته رياض

نام و نام خانوادگي : عليرضا زارعي

دانشكده : دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي

استاد راهنما : ولی اله فرزاد

تاريخ دفاع : ۸۰

رشته و گرايش : کارشناسی ارشد

دانشگاه: تربیت معلم

اين پژوهش تحت عنوان ؛بررسي رابطه بين سبکهاي اسنادي و انگيزه پيشرفت با پيشرفت تحصيلي در دانش آموزان سال دوم رشته رياضي شهر اراک؛ در سال تحصيلي 80-1379 انجام شد. هدف اين پژوهش، بررسي رابطه سبکهاي اسناد با پيشرفت تحصيلي ودر نهايت بررسي رابطه بين انگيزه پيشرفت وسبکهاي اسنادي با پيشرفت تحصيلي بوده است. جامعه پژوهشي عبارت از کليه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم رشته رياضي شهر اراک بود. از جامعه فوق 380 نفر (170 نفر دختر و 210 نفر پسر)، از طريق نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي به عنوان نمونه تحقيق انتخاب شدند. براي جمع آوري داده هاي مربوط انگيزه پيشرفت، از مقياس ؛انگيزش تحصيلي؛ رابرت ولرند و همکاران (1995) و براي جمع آوري داده هاي مربوط به سبکهاي اسنادي از ؛پرسشنامه سبکهاي اسنادي؛ پيترسون و سيلگمن (1982) استفاده شد. داده هاي مربوط به پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) نيز از کارنامه تحصيلي دانش آموزان استخراج شد. جهت تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار ‏‎SPSS‎‏ روشهاي آماري توصيفي از قبيل ميانگين،انحراف معيار و ضريب همبستگي گشتاوري پيرسون مورد استفاده قرار گرفت. تحليل آماري داده ها نشان داد: بين انگيزه پيشرفت تحصيلي و پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) در هر دو جنس رابطه اي مثبت و معني دار وجود دارد. بين سبکهاي اسناد براي حوادث خوب و حوادث بد در ابعاد دروني -بيروني، کلي -اختصاصي و پايدار -ناپايدار با پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) رابطه اي مشاهده نشد. بين انگيزه پيشرفت و سبکهاي اسناد براي حوادث خوب در ابعاد دروني، بيروني، کلي اختصاصي و پايدار-ناپايدار رابطه مثبت و معني دار و بين انگيزه پيشرفت با سبکهاي اسنادي براي حوادث بد در بعد دروني -بيروني رابطه منفي و معني دار مشاهده شد ولي بين انگيزه پيشرفت با سبکهاي اسناد براي حوادث بد در ابعاد پايدار-ناپايدار و کلي اختصاصي رابطه اي مشاهده نگرديد.