بررسی میزان شیوع اختلالات روانی زنان شهر تهران

مجري : دکتر رابرت فرنام

همکار: محمود رضا عرب، مسعود محمدي

ناظر: دکتر مکارمي

کارفرما:اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي

تاريخ شروع طرح: 1/12/1379

تاريخ خاتمه طرح: تيرماه 1382

آگاهي از ميزان شيوع اختلالات رواني اولين قدم در اقدام براي طراحي برنامه هاي مناسب پيشگيرانه و نيازهاي درماني در هر منطقه است. زنان به عنوان مهمترين عضو خانواده مطرح هستند. بررسي و شناسايي وضعيت بهداشت رواني در اين گروه اولين قدم در بهبود وضعيت بهداشت رواني جامعه، خانواده و افراد در طي سالهاي آينده خواهد بود. در اين مطالعه با روش نمونه گيري خوشه اي از ميان تمام مناطق شهري شيراز تعداد 854 زن مورد بررسي قرار گرفته و مشخص شد که 296 نفر از اين افراد (6/34%) داراي اختلالات رواني محسوب مي شوند که اين گروه 8/64% را افراد متأهل تشکيل داده اند که اغلب آنان در رده هاي سني 30 تا 40 سال با فراواني 1/38% قرار داشته اند. شايع ترين مشاغل داراي مشکل رواني را افراد خانه دار تشکيل مي دهند. هر چند افراد با مشاغل آزاد و افراد بيکار بيشتر مشکل دارند. لازم به ذکر است که ميزان شيوع اختلالات رواني در پژوهش ما در مقايسه با ساير کشورها و ساير پژوهشها در کشور ايران بالاتر بوده است.

شايع ترين اختلالات در پژوهش ما به ترتيب افکار پارانوئيدي، افسردگي، وسواس، حساسيت در روابط متقابل، اضطراب ، شکايت جسماني، پرخاشگري، روان پريشي و فوبي بوده اند. اين يافته ها با پژوهشهاي خارجي کمي تفاوت دارند، از جمله اين که افکار پارانوئيدي تقريباً در هيچ پژوهشي شايع ترين يافته نبوده است.

ساير يافته هاي پژوهشي ما شامل نکات ذيل است:

-تفاوت در شکل علائم در سنين مختلف، از جمله اينکه روان پريشي، پرخاشگري و افکار پارانوئيدي در سنين زير 20 سال و شيوع بالاتر جسمي شدن در سنين 60 سال و بالاتر.

-اغلب اختلالات مورد بررسي در افراد باسواد متوسط (سطح ابتدايي تا دبيرستان) شيوع دارند به جز اضطراب، پرخاشگري و روان پريشي که در فوق ديپلمها نسبتاً شايعتر است، هر چند شايع ترين مشاغل داراي مشکل، مشاغل آزاد و کشاورزان بوده اند، ولي پرخاشگري در دانشجويان از تمام گروههاي ديگر شايع تر است. بررسي ديگري که در پژوهش اخير انجام شد، تعيين شايع ترين علائم و نادرترين علائم در هر مقياس بود که نکات بسيار جالبي براي کارشناسان رواني و روان پزشکان در بر دارد، از جمله اين که:

-در مقياس وسواس، رفتار تکراري نادرترين علامت است. پس عدم وجود اين علامت در زنان جامعه در طي بررسي رواني بسيار محتمل است و يکي از علائم کمک کننده مشکل در تصميم گيري است.

-تفکرات پارانوئيدي نادرترين علامت در مقياس افکار پارانوئيدي مي باشد.

-در اختلال افسردگي، احساس غمگيني و زود گريه کردن در رده 4 و 6 از نظر فراواني قرار دارند در صورتي که شايع ترين علامت احساس تنهائي و کاهش انرژي است.

در انتها بايد گفت که نتيجه تحقيق حاضر نشان داد که فقط حدود 10% از افرادي که بايد به روانپزشک و روان شناس مراجعه کنند به اين عمل مبادرت کرده اند و مسلماً نياز به آموزش هر چه بيشتر جهت حساس سازي براي جامعه حس مي شود.

بررسي رابطه سبكهاي مديريت تعارض مديران و خلاقيت دبيران در دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران در سال تحصيل

  نام ونام خانوادگي: فهميه اسماعيلي

  رشته تحصيلي : مديريت آموزشي

  استاد راهنما : دكتر محمد حسن پرداختچي

  استاد مشاور : محمود حيدري

  تاريخ دفاع : 1379


نتايج پژوهش نشان مي دهد كه 83/37 درصد مديران بر كاربرد سبك رقابت، 32/24 درصد مديران بر كاربرد سبك تشريك مساعي، 21/16 درصد مديران بر كاربرد سبك مصالحه و 81/10 درصد بر كاربرد سبك اجتناب و 81/10 درصد نيز بر كاربرد سبك گذشت اذعان داشته اند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه در مدارس مختلف تنها يك سبك خاص براي كنترل تعارض مورد استفاده قرار نمي گيرد بلكه در شرايط و موقعيتهاي مختلف هر يك از اين سبكها ممكن است كم و بيش توسط مديران بكار روند.

  نتايج نشانگر آن است كه تفاوت بين ميانگين خلاقيت در سبكهاي 5 گانه مديريت تعارض در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. و به ترتيب اين ميانگين در سبك تشريك مساعي بالاترين ميانگين يعني 58/87 در سبك مصالحه 75/82 در سبك گذشت 68/80 ، در سبك اجتناب 17/778 و در سبك رقابت 13/777 را نشان مي دهد. بنابراين دبيراني كه سبك غالب مديران آنها تشريك مساعي بوده داراي بالاترين ميانگين خلاقيت، و دبيراني كه سبك غالب مديران آنها رقابت بوده داراي پايين ترين ميانگين خلاقيت هستند. در مقايسه با ميانگين پرسشنامه (75) مي توان نتيجه گرفت كه به طور متوسط خلاقيت دبيران از حد متوسط بيشتر بوده است و ميزان خلاقيت دبيران با توجه به سبكهاي مديريت تعارض مديران تفاوت معني داري را نشان مي دهد.



 

بررسی رابطه شیوه فرزند پروری والدین با کمرویی دختران

نام و نام خانوادگی:شهدخت آزادی

به راهنمایی: زهرا درویزه

استاد مشاور: زهره خسروی

تاریخ دفاع: 04-1382

پایان نامه(کارشناسی ارشد)

دانشگاه: الزهرا

دانشکده :علوم تربیتی و روانشناسی

نتایج بدست آمده نشان داد که بین شیوه فرزند پروری توقعات وانتظارات والدین با کمرویی دختران سال دوم دبیرستان رابطه مثبت معنا داری مشاهده شد ، بین شیوه فرزند پروری استقلال در امور شخصی با کمرویی دختران رابطه منفی معنا داری مشاهده شد ، بین شیوه فرزند پروری محبت آمیز والدین با کمرویی دختران نیز رابطه منفی معنا داری مشاهده شد . بین شیوه فرزند پروری تنبیه و سرزنش والدین با کمرویی دختران رابطه معناداری مشاهده نشد . بین میزان درآمد والدین با کمرویی دختران نیر رابطه معنی داری وجود نداشت . بین ترتیب تولد فرزندان و نوع رشته تحصیلی آنها با میزان کمرویی یک رابطه مثبت معنی دار مشاهده شد . به این ترتیب که در دانش آموزان ریاضی کمرویی بیشتر از دانش آموزان علوم تجربی و انسانی است ، همچنین میزان کمرویی در فرزندان اول خانواده بیشتر از فرزندان دوم و یا بیشتر خانواده است