بررسي مقايسه اي خصوصيات روانشناسي زنان ويژه با زنان عادي

نام و نام خانوادگي : شهربانو کامرانی فکور

دانشكده : علوم انسانی - تربیت مدرس

استاد راهنما : كاظم رسول زاده طباطبايي

تاريخ دفاع : فروردین ۱۳۸۱

رشته و گرايش : روانشناسي-کارشناسی ارشد

چكيده: پژوهش حاضر به بررسي ويژگي هاي روانشناختي (هيجان طلبي ،هوش ،عزت نفس و هويت)زنان ويژه و مقايسه آنها با زنان عادي پرداخته است.براي بررسي فرضيه هاي تحقيق،از ميان زنان ويژه 35-15 ساله،60 نفر انتخاب شدند از اين تعداد ،30 نفر از مراكز بازپروري زنان آسيب ديده اجتماعي سازمان بهزيستي و 30 نفر ديگر از ميان زناني انتخاب شدند كه به دليل ازتكاب جرايم منكراتي و روسپيگري در بازداشتگاه اوين زنداني شده بودند.علاوه بر آن،60 نفر از زنان ساكن در 4 منطقه شمال،جنوب،شرق و تهران به عنوان گروه كنترل ،به روش تصادفي،انتخاب شدند.همچنين آزمودنيهاي گروه كنترل از لحاظ متغيرهاي سن،تحصيلات و تا حدودي شرايط اقتصادي - اجتماعي با گروه آزمايش همتا شدند.سپس هر دو گروه به سوالات آزمون هيجان طلبي زاكرمن،آزمون هوش ريون بزرگسالان،پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت ،و پرسشنامه عيني منزلت هويت من آدامز پاسخ دادند. به منظور آزمون فرضيه هاي پژوهش،از آزمونهاي آماري T براي مقايسه ميانگين دو گروه مستقل و آزمون همگوني X2 استفاده شد.نتايج آزمون فرضيه هاي نشان داد كه ميزان هيجان طلبي زنان ويژه به صورت معني دار بالاتر از زنان عادي است.همچنين نتايج حاصل از اجراي آزمون t،در حوزه عمل مقياس هيجان خواهي نشان دادند كه زنان ويژه در مقايسه با زنان عادي در عوامل ملال پذيري ،بازداري زدايي و تجربه طلبي به صورت معني دار نمرات بالاتر دارند.اما تفاوت دو عامل هيجان طلبي و ماجراجويي بين زنان ويژه و عادي معني دار نبود.همچنين نتايج حاصل از اجراي آزمون هوش در دو گروه نشان داد كه از حيث بهره هوشي،زنان ويژه در مقايسه با زنان عادي،نمرات پايين تري به دست مي آورند.(ميانگين هوش بهره زنان عادي109 و زنان ويژه 95) مي باشد.علاوه بر اين،يافته هاي پژوهش حاكي از آن است كه زنان ويژه در مقايسه با زنان عادي،از عزت نفس پايين تري برخوردارند.اما نتايج حاصل از اجراي پرسشنامه هويت و ازمون X2 روي داده ها نشان مي دهد كه نه در بعد هويت عقيدتي ونه در بعد هويت بين شخصي .بين دو گروه .تفاوت معني داري وجود ندارد و از لحاظ قرار گرفتن در 4 منزلت هويتي سردرگم،دنباله رو،بحران زده،و هويت يافته توزيع فراواني دو گروه زنان ويژه عادي يكسان است.

بررسي رابطه اختلالات شخصيت ضد اجتماعي و مرزي با اعتياد به مواد مخدر (شيره-ترياك-هروئين)در مردان 18

تاريخ ارائه: 1376
 دانشگاه: تهران
 دانشکده: علوم اجتماعي - تهران
 گروه: نام دانشجويان: فرهاد هژير
مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي: روانشناسي باليني
کليد واژه: چكيده: تلخيص از انجمن جامعه شناسي ايران.
هدف تحقيق يعني اثبات رابطه فوق-و دلايل انتخاب موضوع -كه شيوه گسترده اعتياد و اثرات نامطلوب آن است-پرداخته و اهميت عملي و نظري موضوع را بيان داشته است.سپس به تاريخچه اختلال شخصيت ضد اجتماعي و ملاكهاي عيني ابتلا به اين شخصيت پرداخته و در اراه تاريخچه مفهوم اختلال شخصيت مرزي و تعريف عيني ان را ارائه كرده است مفاهيم مرتبط با داروها و مواد موثر بر روان و تاريخچه تحول در آن بحث بعدي است كه با توضيح وابستگي به مواد،وابستگي حسابي،مورد مصرف مواد،وابستگي فيزيولوژيك آن را تكميل كرده است. فصل دوم را با معرفي انواع مواد مخدر و انواع مواد افيوني (ترياك و هروئين)آغاز كرده و سپس منظور از اعتياد را توضيح داده و اپيدميولوژي را تشريح كرده است.امراض همراه با وابستگي به مواد افيوني (اعم از امراض جسمي و رواني )را شرح داده و تئوريهايي در اين زمينه معرفي كرده است (تئوريهاي رواني-تئوريهاي رواني-اجتماعي ،تئوريهاي رفتاري،تئوريهاي ژنتيك،تئوريهاي نوروشيميايي).رابطه شخصيت و اعتياد را بحث كرده و بالاخره به سراغ شخصيت رفته است و بحث مفصلي راجع به شخصيت،اختلالات شخصيت،طبقه بندي اختلالات شخصيت ،مكانيزمهاي دفاعي در بيماران دچار اختلال شخصيت،سبب شناسي اختلالات شخصيت ،نشانه هاي كلينيكي،انواع تشخيص در مورد بيمار مرزي،استفاده از توانمندي هاي الگو در تشخيص بيماران مرزي،استفاده از ضعف هاي الگو در تشخيص بيماران مرزي،دفاعهاي اختصاصي بيماران مرزي،سبب شناسي اختلال شخصيت مرزي،نظريات روان شناسي در سبب شناسي اختلال مرزي،حوزه اختلال مرزي نظريات صاحبنظران در مورد اختلال مرزي ارائه كرده است و سپس به بحث اختلال شخصيت ضد اجتماعي پرداخته است تحت عناوين شيوع اختلال شخصيت ضد اجتماعي،تشخيص،عوامل رشد،نظريات روان كاوي،مكانيسمهاي دفاعي بيماران ضد اجتماعي ،تحقيقات خارجي. در فصل سوم:روش شناسي تحقيق را آورده است يعني جامعه(جمعيت)آمار مورد بررسي ،طريقه انتخاب گروه گواه،شكل انجام تحقيق،دلايل انتخاب جامعه آماري و ويژگيهاي آن ،ابزارهاي مورد استفاده،معرفي پرسشنامه و تست ميلون،اطلاعاتي درباره گروه آزمايشي (اعتياد-سابقه اعتياد-نحوه رجوع به مركز بازپروري-علت ترك اعتياد در معتادان ترك كرده)جداول آماري متعددي درباره مقايسه گروه گواه و آزمايش با توجه به متغيرهاي متفاوت (اعتياد والدين -درگيري والدين-طلاق-سواد دوري از والدين-شيوه هاي تربيتي والدين-سابقه اعمال ضد اجتماعي-تعداد فرزندان خانواده -سابقه دستگيري و.....) در فصل چهارم: فرضيه هاي تحقيق را به كمك آزمون كشيده و با ارائه جداول و آمار،نتايج آن را شرح داده است . در فصل پنجم: به تجزيه و تحليل نتايج پرداخته است و نتايج پژوهش حاضر را با ساير نتايج بدست آمده از نتايج تحقيقات عمدتاً خارجي مقايسه كرده است و در انتهاي فصل كاربردي علمي و عملي پژوهش را توضيح داده است. در نهايت منابع استفاده شده را به ضميمه پرسشنامه تخصصي(تست ميليون)و پرسنشامه طرح شده توسط پژوهشگر ارائه كرده است. تلخيص از : انجمن جامعه شناسي ايران

بررسی میزان شیوع اختلالات روانی زنان شهر تهران

مجري : دکتر رابرت فرنام

همکار: محمود رضا عرب، مسعود محمدي

ناظر: دکتر مکارمي

کارفرما:اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي

تاريخ شروع طرح: 1/12/1379

تاريخ خاتمه طرح: تيرماه 1382

آگاهي از ميزان شيوع اختلالات رواني اولين قدم در اقدام براي طراحي برنامه هاي مناسب پيشگيرانه و نيازهاي درماني در هر منطقه است. زنان به عنوان مهمترين عضو خانواده مطرح هستند. بررسي و شناسايي وضعيت بهداشت رواني در اين گروه اولين قدم در بهبود وضعيت بهداشت رواني جامعه، خانواده و افراد در طي سالهاي آينده خواهد بود. در اين مطالعه با روش نمونه گيري خوشه اي از ميان تمام مناطق شهري شيراز تعداد 854 زن مورد بررسي قرار گرفته و مشخص شد که 296 نفر از اين افراد (6/34%) داراي اختلالات رواني محسوب مي شوند که اين گروه 8/64% را افراد متأهل تشکيل داده اند که اغلب آنان در رده هاي سني 30 تا 40 سال با فراواني 1/38% قرار داشته اند. شايع ترين مشاغل داراي مشکل رواني را افراد خانه دار تشکيل مي دهند. هر چند افراد با مشاغل آزاد و افراد بيکار بيشتر مشکل دارند. لازم به ذکر است که ميزان شيوع اختلالات رواني در پژوهش ما در مقايسه با ساير کشورها و ساير پژوهشها در کشور ايران بالاتر بوده است.

شايع ترين اختلالات در پژوهش ما به ترتيب افکار پارانوئيدي، افسردگي، وسواس، حساسيت در روابط متقابل، اضطراب ، شکايت جسماني، پرخاشگري، روان پريشي و فوبي بوده اند. اين يافته ها با پژوهشهاي خارجي کمي تفاوت دارند، از جمله اين که افکار پارانوئيدي تقريباً در هيچ پژوهشي شايع ترين يافته نبوده است.

ساير يافته هاي پژوهشي ما شامل نکات ذيل است:

-تفاوت در شکل علائم در سنين مختلف، از جمله اينکه روان پريشي، پرخاشگري و افکار پارانوئيدي در سنين زير 20 سال و شيوع بالاتر جسمي شدن در سنين 60 سال و بالاتر.

-اغلب اختلالات مورد بررسي در افراد باسواد متوسط (سطح ابتدايي تا دبيرستان) شيوع دارند به جز اضطراب، پرخاشگري و روان پريشي که در فوق ديپلمها نسبتاً شايعتر است، هر چند شايع ترين مشاغل داراي مشکل، مشاغل آزاد و کشاورزان بوده اند، ولي پرخاشگري در دانشجويان از تمام گروههاي ديگر شايع تر است. بررسي ديگري که در پژوهش اخير انجام شد، تعيين شايع ترين علائم و نادرترين علائم در هر مقياس بود که نکات بسيار جالبي براي کارشناسان رواني و روان پزشکان در بر دارد، از جمله اين که:

-در مقياس وسواس، رفتار تکراري نادرترين علامت است. پس عدم وجود اين علامت در زنان جامعه در طي بررسي رواني بسيار محتمل است و يکي از علائم کمک کننده مشکل در تصميم گيري است.

-تفکرات پارانوئيدي نادرترين علامت در مقياس افکار پارانوئيدي مي باشد.

-در اختلال افسردگي، احساس غمگيني و زود گريه کردن در رده 4 و 6 از نظر فراواني قرار دارند در صورتي که شايع ترين علامت احساس تنهائي و کاهش انرژي است.

در انتها بايد گفت که نتيجه تحقيق حاضر نشان داد که فقط حدود 10% از افرادي که بايد به روانپزشک و روان شناس مراجعه کنند به اين عمل مبادرت کرده اند و مسلماً نياز به آموزش هر چه بيشتر جهت حساس سازي براي جامعه حس مي شود.