دكتر سيد امير حسين توكلي، دكتر مريم رسوليان، دكتر مهدي قدري گلستاني
چكيده
مقدمه: زنده‌بودن شماري از اعضاي بدن فرد فوت‌شده به‌دليل مرگ مغزي، شايد خانواده وي را در پذيرش فوت و گذار از مرحله انكار سوگ دچار مشكل نمايد. از اين رو پژوهش حاضر با هدف مقايسه افسردگي در دو گروه بستگان افراد دچار مرگ مغزي (اهداكننده و غيراهداكننده اعضا) و شاخص‎هاي رضايت‌مندي آنها از نظام درماني انجام شد.
مواد و روش‌كار: اين پژوهش از نوع توصيفي– مقطعي است، آزمودني‌ها، بستگان درجه اول افراد فوت شده مرگ مغزي بودند. 54 نفر از 27 خانواده اهداكننده و 104 نفر از 58 خانواده غير اهداكننده به روش نمونه‌گيري در دسترس در پژوهش شركت كردند. اين افراد يكي از بستگان درجه اول خود را طي سال‌هاي 1380 و 1381 در استان تهران، به دنبال مرگ مغزي از دست داده بودند. براي گردآوري داده‌ها پرسش‌نامه ويژگي‌هاي جمعيت‌شناختي و پرسش‌نامه افسردگي بك به‌كار برده شد. داده‌ها به‌كمك روش هاي آمار توصيفي تحليل گرديدند.
يافته‎ها: در 4/20% افراد خانواده‌هاي اهداكننده و 3/17% افراد خانواده‌هاي غير اهداكننده افسردگي ديده شد اما تفاوت اين دو از نظر آماري معني‌دار نبود. مقايسه ميزان افسردگي والدين اهداكننده و والدين غيراهداكننده هم‌چنين همسران و فرزندان دو گروه تفاوت معني‌دار نشان نداد، ليكن بستگان اهداكننده، پديده اهداي اعضا را در كاهش غم از دست دادن متوفي در 66% موارد كاملاً و در 32% موارد تا اندازه‌اي مؤثر مي‌دانند.
نتيجه‌گيري: اهداكنندگي بر ميزان افسردگي بعدي و سير سوگواري بستگان فوت‌شدگان مرگ مغزي تأثيري ندارد.

كليدواژه: اهداي عضو، مرگ مغزي، افسردگي، سوگواري، خانواده

انيستيتو روانپزشكي تهران و مركز تحقيقات بهداشت و روان(www.tehranpi.org)