نام و نام خانوادگي : مجید آخوندزاده

استاد راهنما : 

تاريخ ارائه:1391

رشته و گرايش : مشاوره گرایش مشاوره خانواده

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: مشهد

چكيده

خانواده اولین و یکی از اصلی¬ترین نهاد های اجتماعی است که با ازدواج دو فرد به وجود می آید. سلامت روانی در خانواده، می تواند منجر به شکل گیری جامعه ای سالم شود و به همین ترتیب عدم وجود سلامت روان در خانواده، هزینه ها و پیامد های زیادی را می تواند بر جامعه تحمیل کند. رضایت هر یک از زوجین سهم عمده ای در میزان بهره مندی خانواده از سلامت روان دارد. رضایت زناشویی ساده به دست نمی آید و خود تحت تاثیر متغیر های زیادی است. رضایت جنسی که خود متاثر از عوامل زیادی از جمله رضایت فرد از تن انگاره خود می باشد به عنوان یکی از این متغیر ها مورد بحث است. در این مطالعه دانشجویان متاهل( زن و مرد) ساکن در خوابگاه های دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد، بطور تمام شماری مورد بررسی قرار گرفتند . ابزار این مطالعه پرسشنامه های مقیاس سازگاری زناشویی( DAS)، پرسشنامه رضایت جنسی و پرسشنامه رضایت از تن انگاره (SWBI)، سوئوتو و گارسیا( 2002) می باشند. اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه ها توسط نرم افزار آماری SPSS ، و با استفاده از رگرسیون چند گانه، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t برای گروه های مستقل، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که رضایت از تن انگاره و رضایت جنسی، می توانند به ترتیب (61/. و 26/.) از واریانس رضایت زناشویی در دانشجویان متاهل را پیش بینی کنند. همچنین متغیرهای رضایت از جنسی با رضایت زناشویی، رضایت از تن-انگاره با رضایت زناشویی ، و رضایت جنسی با رضایت از تن انگاره ، با هم ارتباط مثبت و معناداری داشتند. نتایج همچنین بیانگر این بود که بین دو جنس در متغیر های رضایت از تن انگاره، رضایت جنسی و رضایت زناشویی تفاوت معناداری وجود ندارد. با توجه به نتایج و وجود ارتباط بین متغیر های رضایت از تن انگاره، رضایت جنسی و رضایت زناشویی لزوم توجه بیشتر درمانگران به حیطه درمان مسائل جنسی زوجین را مطرح می کند و کاربرد برنامه هایی در زمیــنه اصـــلاح تن انگاره در بین جوانان و مخصوصا زوجین می تواند باعث بهبود عملکرد جنسی در آنها و در نتیجه رضایت بیشتر از زندگی زناشــویی شان شود.

 كليد واژه: رضایت زناشویی; رضایت جنسی; رضایت از تن انگاره; دانشجویان متاهل

 

نام و نام خانوادگي : ﻓﺎﻃﻤﻪ اﮐﺒﺮي زاده

استاد راهنما : ﻓﺮﯾﺒﺮز ﺑﺎﻗﺮي

تاريخ ارائه:1388

رشته و گرايش : علوم پزشکی

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: بوشهر

چكيده

زمينه: يکي از مشاغل پرتنشي که بر سلامت عمومي افراد تاثير مي گذارد حرفه پرستاري است. اين پژوهش با هدف بررسي ارتباط بين هوش معنوي، سخت رويي و سلامت عمومي در بين پرستاران بيمارستان هاي دولتي شهر بوشهر در سال 1388 انجام شد.

روش ها: واحدهاي پ‍ژوهش در اين تحقيق توصيفي - مقطعي، تعداد 125 نفر از کارشناسان پرستاري شاغل در بخش هاي مختلف بيمارستان بودند. داده ها با استفاده از پرسشنامه هاي هوش معنوي، سخت رويي و سلامت عمومي و مشخصات جمعيت شناختي جمع آوري شده و با روش هاي آماري ضريب همبستگي پيرسون، آزمون t-test، تجزيه و تحليل واريانس يک طرفه و توکي با استفاده از نرم افزار SPSS-16 تحليل شدند.

يافته ها: بين هوش معنوي و سخت رويي ، هوش معنوي و سلامت عمومي و سخت رويي و سلامت عمومي (P<0.001) رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد. از بين مشخصات جمعيت شناختي (سن، جنس، بخش محل کار، وضعيت تاهل، سال هاي خدمت در شغل پرستاري و نوع مدرک تحصيلي)، تنها بخش محل کار با مولفه سوم هوش معنوي يعني شکيبايي، رابطه معنادار و مثبتي داشت .

نتيجه گيري: ارتقا هوش معنوي و تقويت ويژگي شخصيتي سخت رويي مي تواند به افزايش سلامت عمومي پرستاران کمک کند.

 كليد واژه: هوش معنوي، سخت رويي، سلامت عمومي، پرستاران

 
نام و نام خانوادگي : 

منيرمظاهري 

استاد راهنما : 

مسعود فلاحي خشكناب

تاريخ ارائه: 

1384

رشته و گرايش : 

مديريت پرستاري

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: 

دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

چكيده

منابع وجوه جسمي روانشناختي اجتماعي و روحي را براي انسانها عنوان مي نمايند.بي اعتنايي به هر يك از اين وجوه بخشي حياتي از انسانيت افراد و نيز نتايج قابل توجهه كهبر كل زنگي دارد را حذف مي نمايد .پرداختن به نيازهاي معنوي به عنوان جزءضروري مراقبت كل نگر در پرستاري شناخته شده است. هدف:هدف از پژوهش حاضر تعيين نگرش پرستاران مركز آموزشي-درماني روانپزشكي رازي بهمعنويت ومراقبت معنوي وتعيين ارتباط آن با متغير هاي شغلي در سال 1383-1384 و ارايهطرح آموزشي در اين خصوص مي باشد. نوع پژوهش:مطالعه مقطعي وتوصيفي -تحليلي جامعه پژوهش :تعداد 107 نفر از پرستاران مركز آموزشي درماني روانپزشكي رازي مورد بررسي قرار گرفتند. ابزار پژوهش: اطلاعات از طريق پرسشنامه مقياس سنجش معنويت و مراقبت معنوي(SSCRS)جمع آوري گرديد. روش تجزيه وتحليل داده ها:داده ها به وسيله نرم افزار آماري SPSS با استفاده از روش هاي آماري وتصيفي و آزمون هاي آماري مناسب مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت. نتايج پژوهش:نتايج حاكي از ان بود كه ميانگين نمره نگرش به معنويت و مراقبت معنوي63.40با انحراف معيار 7.57مي باشد و نمرات اكثريت جامعه پژوهش بين 33 تا 92 كه حداكثر نمره پرسشنامه بوده است قرار داشته است .اين امر نشان دهنده اين است كه نگرش بهمعنويت و مراقبت معنوي در پرستاران مركز آموزشي درماني روانپزشكي رازي در سطح مثبتو بالايي (اكثريت جامعه در صدك سوم قرار داشتند)مي باشد .بررسي ارتباط متغيرهاي شغلي مندرج در پرسشنامه با نگرش به معنويت ومراقبت معنوي نشان داد بين نگرش به معنويتوسمت(P=0.05)ونگرش به مراقبت معنوي وبخش هاي داراي سابقه كار (P=0.02)ارتباط معناداري وجود دارد ولي ارتباطي بين نمره نگرش به معنويت و مراقبت معنوي با ساير متغيرهايشغلي يافته نشد.

 
نام و نام خانوادگي : ميترا خادم حسيني

استاد راهنما : حيدر علي هومن

تاريخ ارائه:1382

رشته و گرايش : روانشناسی و علوم اجتماعی

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: دانشگاه آزاد تهران مركز

چكيده

هدف از پژوهش حاضر استاندارد ساختن پرسشنامه شخصیتی سخت رویی برای دست یابی به ابزاری که بتوان تنش و حساسیت های افراد در مشاغل و موقعیت های مختلف زندگی پیش بینی نمود و سپس درصد درمان و رفع برآمد، اجرا شده است ۲. روش نمونه گیری : در این پژوهش با استفاده از شیوه نمونه گیری چند مرحله ای تعداد ۶۰۰ نفر دانشجو دختر و پسر ۱۲ رشته گروه علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی که در سال تحصیلی ۱۳۷۹ - ۸۰ مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شده است و واحد نموه دانشکده بوده است ۳. روش پژوهش : روش پژوهش در این تحقیق توصیفی - اکتشافی است و از روش متعارف برای استانداردسازی آزمون استفاده شده است ۴. ابزار اندازه گیری : ابزار پژوهش پرسشنامه شخصیتی سخت رویی فرم ۵۰ ماده ای کوباسا بر پایه مقیاس لیکرتبا درجات ۰ تا ۳ است ۵. طرح پژوهش : در تجزیه و تحلیل مواد پرسشنامه ۱) همبستگی هرسول با نمره کل مجموعه با استفاده از همبستگی پیرسون محاسبه شد ۲) ضریب اعتبار مجموعه پرسشها از طریق فرمول آلفای کرونباخ محاسبه شده است ۳) برای بررسی روایی از روش تحقیق مولفه های اصلی استفاده شده است ۴) برای بررسی رابطه سخت رویی با متغیر جنسیت ازآزمون استفاده شده است ۶. نتیجه کلی : ۱) مقیاس سخت رویی برای دانشجویان گروه علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز از اعتبار کافی برخوردار است اما به دلیل اینکه تنها ۴/۲۶ از کل واریانس را تبیین می کند از روایی کافی برخوردار نیست ۲) پرسشنامه از ۴ عامل اشباع شده است . ۳) اگر نمونه معرف جامعه اصلی باشد جامعه مورد مطالعه از سخت رویی نسبتا شدید برخوردار است.

 
نام و نام خانوادگي : مژگان نیکنام

استاد راهنما : الهه حجازی

تاريخ ارائه:۱۳۸۳

رشته و گرايش : روانشناسي

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: دانشگاه تهران

چكيده

ترس از موفقيت به عنوان انگيزه اجتناب از موفقيت كه مبتني بر پيامدهاي منفي واقعي و پيش بيني حاصل از موفقيت است از جمله سازه‌هاي شناختي است كه در تبيين علت هاو جهت دهي رفتار و عاملي مهم و بازدارنده در پيشرفت انسان موثر است از طرف ديگر رضايتمندي رواني به عنوان مركز كيفيت زندگي، معيارهاي براي ارزشيابي از لياقت شخصي است كه مي‌تواند موجب احساسات روانشناختي مثبت نسبت به خود شودكه اين امرخود مي‌تواند منجر به ارزشمندي و هدفمندي در زندگي شود. در پژوهش حاضر با هدف تعيين رابطه ترس از موفقيت و رضايتمندي رواني با توجه به جنس و رشته تحصيلي، تعداد 242 نفر از دانشجويان 4 دانشكده (فني - اقتصاد - حقوق - هنر) دانشگاه تهران انتخاب شدند. ابزار گردآوري داده‌ها شامل 2 پرسشنامه ترس از موفقيت (زاكرمن و آليسون - 1976) و رضايتمندي رواني (ريف - 1989) بود. نتايج نشان داد كه: الف) بين متغير ترس از موفقيت و رضايتمندي رواني رابطه وجود دارد. ب) تفاوت معناداري بين ميزان ترس از موفقيت دختران و پسران وجود ندارد. ج) تفاوت معناداري بين ميزان رضايتمندي رواني دختران و پسران وجود ندارد. د) تفاوت معناداري در هر يك از سه مولفه (سودمندي موفقيت، هزينه موفقيت، موفقيت اجتماعي ) ترس از موفقيت دانشجويان با توجه به رشته تحصيلي مشاهده شد. هـ) در سه مولفه (خودباوري، پذيرش خود، ارتباط مثبت با ديگران) از 5 مولفه رضايتمندي رواني تفاوت معناداري با توجه به رشته تحصيلي دانشجويان به دست آمد. و) متغير ترس از موفقيت توان پيش بيني متغير رضايتمندي رواني را دارد.

 

نام و نام خانوادگي : مهدي اصفهاني

استاد راهنما : دکتر حميدطاهر نشاط دوست

تاريخ ارائه:۱۳۸۳

رشته و گرايش : روانشناسي-باليني

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: دانشگاه اصفهان

چكيده

اين پژوهش با هدف بررسي تأثير روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ به شيوة خوددرماني بر ميزان نشانه‌هاي اختلال وسواس ـ اجبار در بيماران سرپايي مراجعه كننده به مراكز خدمات روانشناختي و روانپزشكي شهر اصفهان اجرا گرديد. بدين منظور تعداد 20 بيمار مبتلا به اختلال وسواس ـ اجبار كه بر اساس مصاحبه باليني توسط روانشناس باليني و روانپزشك عدم ابتلاء آنها به اختلال افسردگي اساسي و اختلالات شخصيت تأييد شده بود، به روش تصادفي ساده از ميان جامعه پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفي در دو گروه 10 نفري شامل يك گروه آزمايشي و يك گروه كنترل قرار گرفتند. پرسشنامه وسواس ـ اجبار مادزلي به عنوان پيش آزمون در مورد هر دو گروه اجرا گرديد. گروه آزمايشي به مدت 6 هفته با استفاده از كتابچه راهنماي درماني كه توسط پژوهشگر تدوين شده بود و شامل آموزش عملي و ارائه تكاليف خانگي استفاده از روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ بود به خوددرماني پرداختند و در طول درمان هر هفته طي يك برنامه زمانبندي شده از طريق تماس تلفني با پژوهشگر، گزارشي از روند درمان را ارائه مي‌كردند. آزمودنيهاي گروه كنترل نيز در ليست انتظار قرار گرفتند. با توجه به استفاده از پرسشنامه وسواس ـ اجبار مادزلي كه داراي يك نمرة كل نشانه‌هاي وسواس و چهار مقياس فرعي وسواس وارسي، وسواس شستشو، كندي وسواسي و ترديد وسواسي مي‌باشد، فرض بر اين بود كه روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ به شيوة خوددرماني باعث كاهش نشانه‌هاي كلي وسواس (نمره كل) و نيز نشانه‌هاي وارسي، شستشو، كندي و ترديد وسواسي (چهار مقياس فرعي) گروه آزمايش نسبت به گروه كنترل در مرحله پس آزمون و پيگيري مي‌شود. نتايج تحليل كوواريانس دال بر تأثير روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ به شيوة خوددرماني در بهبودي معنادار نشانه‌هاي كلي وسواس در مرحله پس آزمون (001/0>P) و تداوم اين بهبودي پس از يك دوره يك ماهه پيگيري (001/0 >P) بود. همچنين نتايج حاكي از تأثير اين روش در بهبودي معنادار نشانه‌هاي وارسي، شستشو و ترديد وسواسي در مرحله پس آزمون و پيگيري (001/0 >P) و عدم تأثير آن بر نشانه‌هاي كندي وسواسي در مرحله پس آزمون و پيگيري در مبتلايان به اختلال وسواس ـ اجبار بود.

 

نام و نام خانوادگي : مهناز عباسي

استاد راهنما : دكتر فرشيد سيف

تاريخ ارائه:۱۳۸۴

رشته و گرايش : روانشناسي

مقطع: کارشناسی

دانشگاه: پیام نور واحد ورامین

هدف ازاين پژوهش بررسي رابطه پرخاشگري و رضايت شغلي ،کارکنان شرکتهاي خصوصي در شهر تهران مي باشد.

به اين منظور60 نفر از کارکنان شرکت توليدي مرکب ايران و شرکت آرين به عنوان نمونه انتخاب شده اند.

متغيرهايي که در اين مطالعه اندازه گيري شده اند، پرخاشگري و رضايت شغلي مي باشند که با استفاده از روشهاي آماري توصيفي و استنباطي به بررسي همبستگي بين دو متغيرپرداخته شده است.

در اين پژوهش از پرسشنامه90-SCLبراي اندازه گيري ميزان پرخاشگري  و از پرسشنامه شاخص توصيف شغل GDI براي اندازگيري رضايت شغلي استفاده شده است .

با توجه به داده هاي بدست آمده و روشهاي آماري به کار گرفته شده ، مشخص شده است بين پرخاشگري با رضايت شغلي کارکنان شرکتهاي خصوصي در شهر تهران رابطه معني داري وجود دارد.(p<0/05)

 

 

نام و نام خانوادگي : علي اكبر حدادي كوهسار

استاد راهنما : دكتر رسول روشن

تاريخ ارائه: ۱۳۸۷

رشته و گرايش : روانشناسي

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: دكتر رسول روشن
اين پژوهش كه از نوع همبستگي و پس رويدادي مي باشد، با هدف بررسي مقايسه اي رابطه ي هوش هيجاني با سلامت روان و پيشرفت تحصيلي در دانشجويان شاهد و غيرشاهد دانشگاه تهران اجرا شده و جامعه ي آماري آن شامل كليه ي دانشجويان رشته هاي غيرپزشكي مقطع كارشناسي دانشگاه تهران است كه در سال تحصيلي 82-83 مشغول به تحصيل بوده و از بين آنان 300 نفر به روش تصادفي طبقه اي به عنوان نمونه انتخاب شده اند. ابزار جمع آوري اطلاعات پرسشنامه بوده و براي تجزيه و تحليل داده ها از روش هاي آمار توصيفي(شامل: ميانگين و انحراف استاندارد) و آمار استنباطي(شامل: همبستگي، رگرسيون چندمتغيره و تحليل واريانس دوعاملي) استفاده شده است. برپايه ي نتايج به دست آمده، بين دانشجويان شاهد و غيرشاهد در ميزان هوش هيجاني تفاوت معناداري مشاهده شد؛ اما در ميزان سلامت روانيِ دو گروه، تفاوت معناداري وجود ندارد. يافته هاي تحقيق حاضر هم چنين حاكي از آن است كه اگرچه بين هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي دانشجويان مورد بررسي همبستگي معنا¬داري مشاهده نشد؛ ولي بين دو متغيرِ سلامت روان با پيشرفت تحصيلي و هوش هيجاني و سلامت روان دانشجويان همبستگي معناداري مشاهده شده است.

 

نام و نام خانوادگي : هنگامه محمدخاني

استاد راهنما : نعمت‌الله موسي‌پور

تاريخ ارائه: ۱۳۷۹

رشته و گرايش : روانشناسي

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: دانشگاه آزاد اسلامي، واحد كرمان

اين پژوهش بمنظور بررسي رابطه بين تيپهاي شخصيتي و عملكرد شغلي كاركنان سازمانهاي دولتي شهرستان رفسنجان انجام شده است . در اين بررسي براي سنجش تيپ شخصيتي از پرسشنامه 90 سوالي آيسنك و براي بخش عملكرد از معيار عوامل عملكردي فرم ارزشيابي كاركنان دولت استفاده شده. نمونه مورد بررسي شامل 200 نفر از كاركنان سازمانهاي مورد بررسي بوده كه به طور تصادفي انتخاب شده‌اند. پرسشنامه شخصيتي را هر يك از كاركنان و فرم عوامل عملكردي را سرپرستان هر يك از كاركنان مورد بررسي تكميل كرده‌اند. براي تحليل داده‌هاي حاصل، از فراواني، درصد، آزمون خي دو، آزمون t، آزمون f، آزمون تحليل واريانس ، ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون چندگانه خطي، آزمون توكي (HSD) و نمودارهاي پراكنش همبستگي خطي استفاده شده است . نتايج حاصل نشان مي‌دهد: - بين شاخص برونگرايي و عملكرد در سطح p>0/05 رابطه معني‌داري وجود ندارد. - بين سطوح مختلف ، برونگرايي (درونگرا، برونگرا، درونگرا - برونگرا) و عملكرد (بالا و متوسط) در سطح p>0/05 رابطه معني‌داري وجود ندارد. بنابراين، فرضيه اول و سوم رد مي‌شود. - بين ساير شاخصهاي رواني (روان‌پريشي، روان‌نژندي و مقبوليت اجتماعي) و سطوح مختلف آنها با عملكرد و سطوح مختلف آن در سطح p>0/05 رابطه معني‌داري وجود ندارد. - بين سن و سابقه خدمت و تحصيلات با شاخصهاي رواني برونگرايي، روان‌پريشي و روان‌نژندي در سطح p>0/05 رابطه معني‌داري وجود ندارد. - بين مقبوليت اجتماعي با سن و سابقه خدمت در سطح p<0/001 رابطه معني‌دار و مثبت و بين مقبوليت اجتماعي با تحصيلات در سطح p<0/005 رابطه معني‌دار و منفي وجود دارد. - بين جنسيت و شاخصهاي رواني (برونگرايي، روان‌پريشي، روان‌نژندي و مقبوليت اجتماعي) در سطح p>0/05 رابطه معني‌داري وجود ندارد. - از طريق رگرسيون چندگانه خطي به شيوه پله‌اي معلوم شد تنها عامل پيشگويي‌كننده عملكرد، ميزان تحصيلات مي‌باشد كه در سطح p<0/001 بين آنها رابطه معني‌دار و مثبت وجود دارد. - بعد از حذف ميزان تحصيلات از طريق رگرسيون چندگانه خطي به شيوه پله‌اي مشخص شد تنها عامل پيشگويي‌كننده عملكرد، سن مي‌باشد كه در سطح p<0/01 بين آنها رابطه معني‌دار و منفي وجود دارد. - همچنين با تجزيه و تحليل داده‌ها از طريق آناليز واريانس يكراهه اين نتيجه بدست آمد كه نمره عملكرد سازمانها در سطح p<0/001 داراي تفاوت معني‌داري است ، ولي بين نمرات شاخصهاي رواني (برونگرايي، روان‌پريشي، روان‌نژندي و مقبوليت اجتماعي) در سازمانهاي مختلف تفاوت معني‌داري وجود ندارد.

 

نام و نام خانوادگي : منيره كريمي

استاد راهنما : زهرا درويزه

تاريخ ارائه: ۱۳۸۰

رشته و گرايش : روانشناسي

مقطع: کارشناسی ارشد

دانشگاه: الزهرا

اين پژوهش به منظور بررسي ارتباط نگرش مذهبي و شيوه فرزندپروري والدين با نگرش مذهبي دختران صورت گرفته است . در اين پژوهش فرضيه هاي مبني بر ارتباط بين نگرش مذهبي والدين و فرزندان و شيوه هاي تربيتي والدين با نگرش مذهبي دختران آنها مورد مطالعه قرا رگرفته است . همچنين ارتباط نگرش مذهبي و شيوه هاي فرزندپروري با تحصيلات و شغل والدين دانش آموزان ومعدل تحصيلي فرزندان مطرح شده است ., نتايج نشان داد كه بين نگرش مذهبي والدين و دخترانشان رابطه مثبت معني داري وجود دارد. بين روشهاي تربتيي والدين و نگرش مذهبي آنها نيز رابطه مثبت معني داري وجود دارد، اما بين روشهاي تربيتي آنها و نگرش مذهبي دخترانشان رابطه معني داري مشاهده نشد و بين شيوه هاي تربيتي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نيز رابطه معني داري وجود نداشت. وضعيت تحصيلي و شغلي والدين با نگرش مذهبي دخترانشان نيز رابطه مثبت معني داري وجود نداشت . در مورد رابطه نگرش مذهبي دختران و پيشرفت تحصيلي آنها ارتباط معني داري مشاهده نشد. از طريق رگرسيون خطي يك متغيره متغيرهاي ( نگرش مذهبي مادران ، نگرش مذهبي پدران ، بعد استبدادي پدران و رها سازي پدران ) به عنوان عوامل پيش گويي كننده مذهب دختران مشخص شدند.

 

نام و نام خانوادگي : سمانه خليلي ميبدي

استاد راهنما : نسرين حاجي زاده

تاريخ ارائه: ۱۳۸۶

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

مقطع: کارشناسی

دانشگاه: پیام نور واحد کرج

هدف تحقيق حاضر مقایسه نگرش فرزند نسبت به پدر در بين فرزنداني كه پدرانشان در شيفت روز وشيفت شب كار مي كنند.

اين تحقيق از نوع پس رويدادي مي باشد .براي اجراي اين پژوهش از جامعه آماري پژوهش كه شهر تهران بود به شيوه در دسترس 100 نفر (50 نفر از پدران شاغل در شيفت روز و 50 نفر از پدران شاغل در شيفت شب ) براي نمونه گيري انتخاب شدند. پس از مشخص شدن نمونه آماري از اين دو گروه پرسشنامه 25 سوالي نگرش فرزند نسبت به پدر ( CAF ) که برای اندازه گیری دامنه،میزان یا شدت مشکلات فرزند با پدر ومادرش ساخته شده گرفته شد و نتايج حاصله با استفاده از آمار توصيفي ( میانگین ،انحراف معیار و ... ) و آمار استنباطی ( آزمون t جهت مقایسه میانگین گروهها و تحلیل واریانس یک طرفه) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و نتيجه حاصله نشان دادكه :

بين ميانگين نگرش فرزندان نسبت به پدر در پدران شيفت روز و شيفت شب تفاوت معنا داري وجود دارد( p<0/01).به طوري كه ميانگين نگرش فرزندان به پدران شاغل در شيفت روز مثبت تر از نگرش فرزندان به پدران شاغل در شيفت شب است.

 

نام و نام خانوادگي : فرزانه سلیم خانی

استاد راهنما : سوسن نیک منش

تاريخ ارائه: ۱۳۸۷

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

مقطع: کارشناسی

دانشگاه: پیام نور واحد کرج

هدف تحقيق حاضر بررسی میزان انگیزه بین معلمان مدارس عادی و استثنایی پسرانه مقطع ابتدایی بود.

اين تحقيق از نوع پس رويدادي مي باشد .براي اجراي اين پژوهش از جامعه آماري پژوهش كه کلیه معلمان مدارس ابتدایی شهر تهران بود به شيوه خوشه ایی چند مرحله ایی 60 نفر (30 نفر از معلمان عادی و 30 نفر از معلمان مدارس استثنایی) براي نمونه گيري انتخاب شدند. پس از مشخص شدن نمونه آماري از اين پرسشنامه انگیزش مک کللند در اختیار معلمان نمونه قرار گرفت. نتايج حاصله با استفاده از آمار توصيفي ( میانگین ،انحراف معیار و ... ) و آمار استنباطی   ( آزمون t جهت مقایسه میانگین گروههای مستقل) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و نتيجه حاصله نشان دادكه :

-      تفاوت ميانگينهاي دوگروه (معلمان عادی و معلمان استثنایی) در عامل انگیزشی موفقیت معنادار نمی باشد. ( p<0/05)

-      تفاوت ميانگينهاي دوگروه (معلمان عادی و معلمان استثنایی) در عامل انگیزشی وابستگی معنادار نمی باشد. ( p<0/05)

-      تفاوت ميانگينهاي دوگروه (معلمان عادی و معلمان استثنایی) در عامل انگیزشی قدرت معنادار نمی باشد. ( p<0/05)

 

 

نام و نام خانوادگي : سميه عليرضايي مقدم

استاد راهنما : مهدی دهستانی

تاريخ ارائه: ۱۳۸۷

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

مقطع: کارشناسی

دانشگاه: پیام نور واحد ورامین

هدف تحقيق حاضر  مقايسه تيپ هاي شخصيتي معتادين در ترك مواد مخدر از طريق گروههايNGO و مراكز ديگر بوده است.

بدين منظور از جامعه آماري كه عبارت بود از كليه معتاديني كه به مراكز ترك اعتياد اعم از دولتي و خصوصي و NGO و ديگر مراكز مراجه مي كردند، بود كه به شيوه در دسترس 60 نفر (30 نفر از مراكز NGO و 30 نفر از ساير مراكز) به عنوان نمونه نهايي منظور شدند. سپس  پرسشنامه تيپ هاي شخصيت فريدمن و روزنمن اجرا گرديد و نتايج حاصله بر اساس آماره t دو نمونه مستقل مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.نتيجه حاصله نشان دادكه :

-  بين نوع تيپ شخصيتي و مراجعه به مراكز ترك اعتياد با همترازي واريانسها كه برابر بود با 652/0 با درجه آزادي 58 تفاوت معناداري وجود ( p‹0/05).

بعبارتي دخالت تيپ شخصيتي در مراجعه به مراكز ترك اعتياد و انتخاب اين مراكز آنچنان نيست كه نياز به برنامه ريزي خاصي باشد .

 

 

نام و نام خانوادگي : مرضيه سلطاني امرآبادي

استاد راهنما : دکتر حسين نائلي

استاد مشاور: دکتر حميدطاهر نشاط دوست

تاريخ دفاع : ۱۳۸۱

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

دانشگاه: اصفهان دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي

استرس قسمت بهنجاري از زندگي است، چرا كه اگر استرس شديد يا طولاني نباشد در شرايط استرس زا مي توان رشد كرد و شكوفا شد. آنچه در مواجهه با استرس از اهميت خاصي برخوردار است شيوه مقابله و ارزيابي فرد از موقعيت استرس زا است. با پرورش و شكوفائي خلاقيت شايد بتوان افراد را در مواجهه با استرس هاي گوناگوني كه در محيط و روابط بين فردي وجود دارد، براي مقابله با شرايط استرس زا آماده كرد.

هدف كلي اين پژوهش تعيين رابطه بين ميزان خلاقيت و شيوه هاي مقابله با استرس)مساله مدار، هيجان مدار، اجتناب مدار) در دانش آموزان دوره متوسطه شهر اصفهان است. نمونه ها شامل 100 نفر دانش آموز (54 نفر دانش آموز دختر، 46 دانش آموز پسر) كه بطور تصادفي به وسيله نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي انتخاب شدند.

پرسشنامه شيوه هاي مقابله با استرس اندلرو پاركر (1991)، آزمون خلاقيت تصويري تورنس (1974) در مورد آزمودني ها اجرا شد. داده هاي پژوهش با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون و تحليل واريانس چند متغيري (مانوا) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

نتايج حاصل از ضريب همبستگي پيرسون نشان داد كه بين خلاقيت و شيوه مقابله اي اجتناب مدار رابطه معناداري وجود دارد (05/0 >p)، ولي بين خلاقيت شيوه هاي مقابله اي مساله مدار، هيجان مدار رابطه معناداري وجود ندارد.

بررسي نتايج نشان مي دهد بين نمرات دانش آموزان دختر و پسر در آزمون خلاقيت وشيوه مقابله اي مساله مدار و هيجان مدار رابطه معناداري وجود ندارد.

بين نمرات خلاقيت پسران و شيوه مقابله اي اجتناب مدار رابطه معناداري وجود دارد (05/0 >p).

نتايج حاصل از تحليل واريانس چند متغيري (مانوا) نشان داد بين ميانگين نمرات دانش آموزان دختر و پسر در آزمون خلاقيت تفاوت معناداري وجود دارد (05/0> p).

يافته هاي ديگر نشان داد كه تفاوت دختران و پسران در خرده مقياس هاي آزمون خلاقيت فقط در عنصر بسط معنادار است (05/0> p).

 

نام و نام خانوادگي : ساره شعبان ايزكيان

استاد راهنما : محمدنقي فراهاني

استاد مشاور: عليرضا مرادي

تاريخ دفاع : ۱۳۸۱

رشته و گرايش : روانشناسي عمومی-کارشناسی ارشد

دانشگاه: تربیت معلم

این تحقيق با هدف بررسي مقايسه اي خشم(كنترل، كنترل بيروني و دروني)، بيان(بروز بيروني و دروني)، تجربه(واكنش خشمگينانه و خلق و خوي خشمگينانه)و سخت رويي(تعهد، مبارزه جويي، كنترل)درافراد سالم و افراد مبتلا به فشار خون بالا(فشار خون اوليه)انجام گرفت.

نتايج پژوهش نشان داد: كه بين افراد سالم و افراد مبتلا به فشارخون بالا، در شاخصهاي خشم(كنترل بيروني و دروني خشم، بروز بيروني و دروني خشم) تفاوت معني داري وجود دارد ، ولي در شاخصهاي خلق و خوي خشمگينانه و واكنش خشمگينانه تفاوت معني داري وجود ندارد.بين افراد سالم و بيمار در ميزان سخت رويي و همه مولفه هاي آن تفاوت معني داري مشاهده شد. بررسي اثر تعاملي نتايج نشان داد كه بين جنسيت و سلامت فقط درمورد شاخص بروز دروني خشم تعامل معني داري وجود دارد. بين جنسيت و سلامت در مورد سخت رويي و مولفه هاي آن تعامل معني داري وجود نداشت. نتايج در مورد جنسيت نشان مي دهد كه بين زنان و مردان در ميزان سخت رويي و شاخصهاي آن تفاوت معني داري وجود دارد. همچنين بين زنان و مردان در شاخصهاي خشم(كنترل، بيان، تجربه)تفاوت معني داري وجود نداشت.

 

نام و نام خانوادگي : معصومه صدیقی

دانشگاه : پیام نور واحد ورامین

استاد راهنما : دکتر ابوالفضل شعبان‌پور

تاريخ دفاع : 86-1385

رشته و گرايش : روانشناسي عمومی-کارشناسی

پژوهش حاضر که به بررسی رابطه بین رضایت زناشویی مادر بر میزان سازگاری اجتماعی فرزندان (18 ـ 13) سال شهرستان ورامین پرداخته شده است.

فرضیه پژوهش به این صورت است که آیا رابطه معناداری بین رضایت زناشویی مادر با میزان سازگاری اجتماعی فرزندان وجود دارد.

محقق بدنبال این مسئله است که روشن کند آیا بین رضایت زناشویی مادر با میزان سازگاری اجتماعی فرزندان همبستگی معناداری وجود دارد یا خیر؟

در پژوهش حاضر متغیر مستقل رضایت زناشویی مادر و متغیر وابسته سازگاری اجتماعی فرزندان است.

جامعه آماری شامل کلیه مادران شهرستان ورامین که تعداد 30 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده اند.

ابزار سنجش شامل پرسشنامه رضایت زناشویی Enrich و سازگاری اجتماعی WINELEND بوده است.

نتایج حاصله نشان داد که بین رضایت زناشویی مادر با سازگاری اجتماعی فرزندان همبستگی معناداری وجود ندارد.

 

نام و نام خانوادگي : شهربانو کامرانی فکور

دانشكده : علوم انسانی - تربیت مدرس

استاد راهنما : كاظم رسول زاده طباطبايي

تاريخ دفاع : فروردین ۱۳۸۱

رشته و گرايش : روانشناسي-کارشناسی ارشد

چكيده: پژوهش حاضر به بررسي ويژگي هاي روانشناختي (هيجان طلبي ،هوش ،عزت نفس و هويت)زنان ويژه و مقايسه آنها با زنان عادي پرداخته است.براي بررسي فرضيه هاي تحقيق،از ميان زنان ويژه 35-15 ساله،60 نفر انتخاب شدند از اين تعداد ،30 نفر از مراكز بازپروري زنان آسيب ديده اجتماعي سازمان بهزيستي و 30 نفر ديگر از ميان زناني انتخاب شدند كه به دليل ازتكاب جرايم منكراتي و روسپيگري در بازداشتگاه اوين زنداني شده بودند.علاوه بر آن،60 نفر از زنان ساكن در 4 منطقه شمال،جنوب،شرق و تهران به عنوان گروه كنترل ،به روش تصادفي،انتخاب شدند.همچنين آزمودنيهاي گروه كنترل از لحاظ متغيرهاي سن،تحصيلات و تا حدودي شرايط اقتصادي - اجتماعي با گروه آزمايش همتا شدند.سپس هر دو گروه به سوالات آزمون هيجان طلبي زاكرمن،آزمون هوش ريون بزرگسالان،پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت ،و پرسشنامه عيني منزلت هويت من آدامز پاسخ دادند. به منظور آزمون فرضيه هاي پژوهش،از آزمونهاي آماري T براي مقايسه ميانگين دو گروه مستقل و آزمون همگوني X2 استفاده شد.نتايج آزمون فرضيه هاي نشان داد كه ميزان هيجان طلبي زنان ويژه به صورت معني دار بالاتر از زنان عادي است.همچنين نتايج حاصل از اجراي آزمون t،در حوزه عمل مقياس هيجان خواهي نشان دادند كه زنان ويژه در مقايسه با زنان عادي در عوامل ملال پذيري ،بازداري زدايي و تجربه طلبي به صورت معني دار نمرات بالاتر دارند.اما تفاوت دو عامل هيجان طلبي و ماجراجويي بين زنان ويژه و عادي معني دار نبود.همچنين نتايج حاصل از اجراي آزمون هوش در دو گروه نشان داد كه از حيث بهره هوشي،زنان ويژه در مقايسه با زنان عادي،نمرات پايين تري به دست مي آورند.(ميانگين هوش بهره زنان عادي109 و زنان ويژه 95) مي باشد.علاوه بر اين،يافته هاي پژوهش حاكي از آن است كه زنان ويژه در مقايسه با زنان عادي،از عزت نفس پايين تري برخوردارند.اما نتايج حاصل از اجراي پرسشنامه هويت و ازمون X2 روي داده ها نشان مي دهد كه نه در بعد هويت عقيدتي ونه در بعد هويت بين شخصي .بين دو گروه .تفاوت معني داري وجود ندارد و از لحاظ قرار گرفتن در 4 منزلت هويتي سردرگم،دنباله رو،بحران زده،و هويت يافته توزيع فراواني دو گروه زنان ويژه عادي يكسان است.

 

نام ونام خانوادگی:سمانه خليلي ميبدي
دانشگاه:پیام نور کرج
استاد راهنما:نسرين حاجي زاده
تاریخ ارائه:1386
رشته:روانشناسی عمومی-کارشناسی
هدف تحقيق حاضر مقایسه نگرش فرزند نسبت به پدر در بين فرزنداني كه پدرانشان در شيفت روز وشيفت شب كار مي كنند.
اين تحقيق از نوع پس رويدادي مي باشد .براي اجراي اين پژوهش از جامعه آماري پژوهش كه شهر تهران بود به شيوه در دسترس 100 نفر (50 نفر از پدران شاغل در شيفت روز و 50 نفر از پدران شاغل در شيفت شب ) براي نمونه گيري انتخاب شدند. پس از مشخص شدن نمونه آماري از اين دو گروه پرسشنامه 25 سوالي نگرش فرزند نسبت به پدر ( CAF ) که برای اندازه گیری دامنه،میزان یا شدت مشکلات فرزند با پدر ومادرش ساخته شده گرفته شد و نتايج حاصله با استفاده از آمار توصيفي ( میانگین ،انحراف معیار و ... ) و آمار استنباطی ( آزمون t جهت مقایسه میانگین گروهها و تحلیل واریانس یک طرفه) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و نتيجه حاصله نشان دادكه :
- بين ميانگين نگرش فرزندان نسبت به پدر در پدران شيفت روز و شيفت شب تفاوت معنا داري وجود دارد( p<0/01).به طوري كه ميانگين نگرش فرزندان به پدران شاغل در شيفت روز مثبت تر از نگرش فرزندان به پدران شاغل در شيفت شب است.

در ادامه مطلب چکیده به صورت لاتین موجود می باشد.


ادامه مطلب
 
تاريخ ارائه: 1376
 دانشگاه: تهران
 دانشکده: علوم اجتماعي - تهران
 گروه: نام دانشجويان: فرهاد هژير
مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي: روانشناسي باليني
کليد واژه: چكيده: تلخيص از انجمن جامعه شناسي ايران.
هدف تحقيق يعني اثبات رابطه فوق-و دلايل انتخاب موضوع -كه شيوه گسترده اعتياد و اثرات نامطلوب آن است-پرداخته و اهميت عملي و نظري موضوع را بيان داشته است.سپس به تاريخچه اختلال شخصيت ضد اجتماعي و ملاكهاي عيني ابتلا به اين شخصيت پرداخته و در اراه تاريخچه مفهوم اختلال شخصيت مرزي و تعريف عيني ان را ارائه كرده است مفاهيم مرتبط با داروها و مواد موثر بر روان و تاريخچه تحول در آن بحث بعدي است كه با توضيح وابستگي به مواد،وابستگي حسابي،مورد مصرف مواد،وابستگي فيزيولوژيك آن را تكميل كرده است. فصل دوم را با معرفي انواع مواد مخدر و انواع مواد افيوني (ترياك و هروئين)آغاز كرده و سپس منظور از اعتياد را توضيح داده و اپيدميولوژي را تشريح كرده است.امراض همراه با وابستگي به مواد افيوني (اعم از امراض جسمي و رواني )را شرح داده و تئوريهايي در اين زمينه معرفي كرده است (تئوريهاي رواني-تئوريهاي رواني-اجتماعي ،تئوريهاي رفتاري،تئوريهاي ژنتيك،تئوريهاي نوروشيميايي).رابطه شخصيت و اعتياد را بحث كرده و بالاخره به سراغ شخصيت رفته است و بحث مفصلي راجع به شخصيت،اختلالات شخصيت،طبقه بندي اختلالات شخصيت ،مكانيزمهاي دفاعي در بيماران دچار اختلال شخصيت،سبب شناسي اختلالات شخصيت ،نشانه هاي كلينيكي،انواع تشخيص در مورد بيمار مرزي،استفاده از توانمندي هاي الگو در تشخيص بيماران مرزي،استفاده از ضعف هاي الگو در تشخيص بيماران مرزي،دفاعهاي اختصاصي بيماران مرزي،سبب شناسي اختلال شخصيت مرزي،نظريات روان شناسي در سبب شناسي اختلال مرزي،حوزه اختلال مرزي نظريات صاحبنظران در مورد اختلال مرزي ارائه كرده است و سپس به بحث اختلال شخصيت ضد اجتماعي پرداخته است تحت عناوين شيوع اختلال شخصيت ضد اجتماعي،تشخيص،عوامل رشد،نظريات روان كاوي،مكانيسمهاي دفاعي بيماران ضد اجتماعي ،تحقيقات خارجي. در فصل سوم:روش شناسي تحقيق را آورده است يعني جامعه(جمعيت)آمار مورد بررسي ،طريقه انتخاب گروه گواه،شكل انجام تحقيق،دلايل انتخاب جامعه آماري و ويژگيهاي آن ،ابزارهاي مورد استفاده،معرفي پرسشنامه و تست ميلون،اطلاعاتي درباره گروه آزمايشي (اعتياد-سابقه اعتياد-نحوه رجوع به مركز بازپروري-علت ترك اعتياد در معتادان ترك كرده)جداول آماري متعددي درباره مقايسه گروه گواه و آزمايش با توجه به متغيرهاي متفاوت (اعتياد والدين -درگيري والدين-طلاق-سواد دوري از والدين-شيوه هاي تربيتي والدين-سابقه اعمال ضد اجتماعي-تعداد فرزندان خانواده -سابقه دستگيري و.....) در فصل چهارم: فرضيه هاي تحقيق را به كمك آزمون كشيده و با ارائه جداول و آمار،نتايج آن را شرح داده است . در فصل پنجم: به تجزيه و تحليل نتايج پرداخته است و نتايج پژوهش حاضر را با ساير نتايج بدست آمده از نتايج تحقيقات عمدتاً خارجي مقايسه كرده است و در انتهاي فصل كاربردي علمي و عملي پژوهش را توضيح داده است. در نهايت منابع استفاده شده را به ضميمه پرسشنامه تخصصي(تست ميليون)و پرسنشامه طرح شده توسط پژوهشگر ارائه كرده است. تلخيص از : انجمن جامعه شناسي ايران
 
حميده عظيمي(M.Sc.)* مهران ضرغامي(M.D.)

چكيده
سابقه و هدف :مقابله روشي است كه فكر كردن و رفتار كردن با آن شيوه به مردم كمك مي‌كند تا اثرات استرس را كاهش داده و نيز از هيجانات ناشي از آن بكاهند. مقابله مذهبي روشي است كه انسان‌ها از شعائر و عقايد مذهبي جهت مقابله با مشكلات و فشارهاي زندگي بهره مي‌گيرند. پيچيدگي زندگي در قرن اخير باعث شده است كه انسان به طور مداوم در مقابل ناملايمات از خود سازگاري نشان دهد و اضطراب شايعترين اختلالي است كه در مقابل ناسازگاري‌ها بروز مي‌كند.

مواد و روش ها : پژوهش حاضر به روش توصيفي باهدف تعيين مقابله مذهبي و ميزان اضطراب در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مازندران در سال تحصيلي 78-79 انجام شده است. نمونه‌هاي پژوهش 316 دانشجو بودند كه به روش نمونه‌گيري تصادفي طبقه‌بندي شده، انتخاب گرديدند. ابزار پژوهش در اين بررسي پرسشنامه مشخصات (15 سؤال)، پرسشنامه اضطراب (آشكار و پنهان) اسپيل برگر (40 ماده)، و پرسشنامه مقابله مذهبي (31 ماده) بوده است. تجزيه و تحليل داده‌ها به كمك روش‌هاي آمار توصيفي و آزمون‌هاي t ، تحليل واريانس، شفه و كاي دو انجام شده است.

يافته‌ها : 4/10، 8/85 و 8/3 درصد واحد‌هاي پژوهش به ترتيب از مقابله مذهبي قوي، متوسط و ضعيف برخوردار بودند. يافته‌ها آشكار نمود كه 1/10 و 9/7 درصد از آزمودني‌ها به ترتيب از اضطرب آشكار و پنهان در حد شديد وبسيار شديد رنج مي‌بردند. آزمون آماري ارتباط معني‌داري را بين اضطراب آشكار و پنهان نمونه‌ها با مقابله مذهبي آنها نشان داد (001/0P<) و (001/0P<). نتايج اين بررسي نشان داد كه تفاوت معني داري بين مقابله مذهبي واحدهاي مورد پژوهش بر حسب جنسيت(000/0P<) ، رشته تحصيلي (000/0P<) و مقاطع تحصيلي (000/0P=) وجود دارد. نتايج تفاوت معني داري را بين ميانگين نمرات اضطراب آشكار و پنهان واحدهاي پژوهش بر حسب علاقه‌مندي به رشته تحصيلي (000/0P=)و سابقه مشكلات رواني(000/0P=)نشان داد، اما بين ميانگين نمرات اضطراب آشكار و پنهان دانشجويان دختر و پسر تفاوت معني‌داري وجود نداشت.

استنتاج :اگرچه رابطه بين مقابله مذهبي و سلامت و بيماري رواني پيچيده است، اما آشكار است كه عقايد و شعائر مذهبي نقش مهمي را در پيشگيري و كاهش مشكلات هيجاني و رواني بازي مي‌كنند. بر اساس يافته‌هاي پژوهش پيشنهاد مي‌شود كه مداخلات واقدامات لازم باتكيه بر روش‌هاي مذهبي براي تأمين‌بهداشت وسلامت‌رواني دانشجويان انجام گيرد.

                                          

واژه هاي كليدي : اضطراب، اختلالات اضطرابي، بهداشت رواني، مقابله مذهبي


ترجمه لاتین در ادامه مطلب موجود می باشد


ادامه مطلب
 

جلال شاكري (M.D.)1، منير حسيني (M.Sc.)2، صنوبر گلشني (M.D.)2، خيراله صادقي (M.Sc.)3،4، وحيد فيض‌الهي (M.D.)2

 1- گروه روانپزشكي، دانشكده پزشكي، دانشگاه علـوم پـزشكي و خدمات بهداشتي‌ـ درماني كرمانشاه، كرمانشاه، ايران.

2- بخش روانپزشكي، بيمارستان فارابي، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي‌ـ درماني كرمانشاه، كرمانشاه، ايران.

3- گروه روانشناسي، دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي‌ـ درماني كرمانشاه، كرمانشاه، ايران.

4ـ دانشجوي دكتراي روانشناسي، گروه روانشناسي، انستيتو روانپزشكي تهران، تهران، ايران.

 

  چكيده :

زمينه و هدف: مشكل ناباروري در دنياي امروز به صورت يك نگراني اجتماعي درآمده و با معضلات روان‌شناختي و اجتماعي متعددي همراه است. ايـن پديده به عنـوان حادثـه‌اي استرس‌زا، هيجان‌آور و ناكام كننده بـراي زوجيـن به خصوص زنـان مطرح مي‌باشد. ناباروري بر روابط بين فردي، اجتماعي و زناشويي تأثير گذاشته و مي‌تواند منجر به عدم تعادل روانـي و طلاق بين زوجين گـردد. عـلاوه بر ايـن، مطالعات متعدد نشـان داده است انجـام لقاح خارج رحمي خود نيز مي‌تواند با اختلالات روان‌شناختي متعدد و شديدي همراه باشد. از سوي ديگر با توجه به ميزان بالاي باروري در ايران به لحاظ جنبه‌هاي اجتماعي‌ـ فرهنگي آن به خصوص نزد زنان، اهميت ويژه‌اي را جهت مطالعه اين پديده با تكيه بر جنبه‌هاي روانـي‌ـ اجتماعي مطرح مي‌نمايد. بدين منظور اين پژوهش كه مطالعه‌اي توصيفي است با هدف تعيين ميزان سلامت‌رواني، رضايت از زناشويي و نوع راهبردهاي مقابله‌اي زنان نابارور انجام شده است.

 

روش بررسي: در اين پژوهش تعداد 150 زن نابارور مراجعه‌كننده به مركـز ناباروري چهارمين شهيد محراب كرمانشاه در سال 1382 با روش نمونه‌گيري آسان انتخاب و مورد بررسي قرار گرفتند. اطلاعات به وسيله پـرسشنامه‌هاي سلامت عمـومي GHQ-28، پـاسخ‌هاي مقـابله‌اي CRI و شاخص رضايـت زناشويـي IMS جمع‌آوري و براي ارزيابي يافته‌هاي تحقيق از روش‌هاي آماري t و c2 در سطح معني‌داري 05/0 درصد و نرم افزار SPSS استفاده شد.

 

نتايج: اين مطالعه نشان داد 44% زنان نابارور براساس پرسشنامه سلامت عمومي بيمار بودند. براساس نتايج اين پرسشنامه افراد مورد بررسي به دو گروه زنان سالم و بيمار تقسيم شدند. ميزان اضطراب در افـراد بيمار و اختلال در عملكرد در افـراد سالم به طور معني‌داري بالا بود (01/0=p). 34% زنان نابارور، كه اغلب آنان براساس پرسشنامه سلامت عمومي بيمار تشخيص داده شده بودند، پاسخ‌هاي مقابله‌اي متمركز بر هيجان داشتند و 93% افراد سالم، شيوه مقابله‌اي مسئله مدار داشتند. همچنين يافته‌ها، حاكي از آن است كه مسئله ناباروري تأثير نامطلوب چنداني در رضايت زناشويي افراد سالم نداشته است. در حالي كه 35% افراد بيمار، عدم رضايت زناشويي را عنوان كرده بودند.

 

نتيجه‌گيري: با توجه به نتايج اين بررسي ناباروري مي‌تواند در فرد نابارور تأثيرات روانشناختي فراواني به همراه داشته باشد و زمينه‌ساز بروز اختلالات رواني و مشكلات زناشويي شود. لذا همراهي تيم روانپزشكي با متخصصين درمان ناباروري در بهبود روند درماني و ممانعت از بروز مشكلات روانپزشكي در آنان مؤثر مي‌باشد.

 كليد واژگان: سلامت عمومي، رضايت زناشويي، شيوه‌هاي مقابله‌اي، ناباروري، لقاح داخل آزمايشگاهي.

 

دکتر عباس بخشی پور - دانشگاه تبریز                                                                                                  

صنم باقریان خسرو شاهی / دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی               

چکیده :

مطالعه حاضر به منظور بررسی ویژگی های روان‌سنجی نسخه فارسی پرسشنامه تجدیدنظرشده شخصیت آیزنک- فرم کوتاه (EPQ-RS) انجام گرفت. EPQ-RS یک پرسشنامه خودسنجی 48 سوالي است که برای سنجش ابعاد نوروزگرايي (N)، برونگرایی (E)، و پسيكوزگرايي (P) به کار می رود. پرسشنامه، علاوه بر این، یک مقیاس دروغ سنج (L) را شامل می‌شود. EPQ-RS به همراه پرسشنامه تجدید نظرشده شخصیتی نوروزگرايي- برونگرایی- انعطاف‌پذیری- فرم کوتاه (NEO-FFI-R) از سوی343 دانشجوی دانشگاه تبریز (175 زن، 168 مرد) که در دامنه سنی 18 تا 35 سال با میانگین سنی 23 سال قرار می‌گرفتند، تکمیل شدند. پایایی از طریق روش همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و بازآزمایی (با فاصله یک هفته) و همچنین میانگین همبستگی بین سوالي برای مقیاس‌های N، E، P، و L برآورد شد؛ ضرایب پایایی برای مقیاس‌های N، E، و L رضایت بخش  و برای مقیاس P پایین بود. روایی آزمون از طریق همبستگی مقیاس‌های EPQ-RS با NEO-FFI--R و نیز تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) و تحلیل عاملی تاییدی (CFA) برآورد شد. ابعاد E و N  همبستگی‌های بالایی داشتند و این میزان برای مقیاس P چندان رضایت‌بخش نبود. تحلیل عاملی اکتشافی صحت ساختار چهار عاملی آیزنک را تایید کرد اما در تحلیل عاملی تاییدی شاخص‌های برازش چندان رضایت بخش نبود.

 

واژه‌هاي کلیدي: EPQ-RS ،  پایایی، روایی، تحلیل عاملی اکتشافی (EFA)، تحلیل عاملی تاییدی (CFA)


 

Psychometric properties of Eysenck Personality Questionnaire-Revised (EPQ-R) Short Scale

 

Abbas Bakhshipour, Ph. D / Tabriz University

Sanam Bagharian Khorooshahi, M.A. / Shahid Beheshti University

 

Abstract :

 

This study was carried out in order to evaluate the psychometric properties of the Persian version of the Eysenck Personality Questionnaire-Revised Short-Scale (EPQ-R S) in Iranian sample. The EPQ-R S is a 48-self-report questionnaire to assess the dimensions of personality, neuroticism, extraversion, psychoticism. It also includes a Lie scale. The EPQ-R S and NEO Five-Factor Inventory (NEO-FFI-R) is completed by a sample of 343 Tabriz university students (168 males, 175 females) aged 18-35. Reliability coefficients (internal and test-retest, as well as mean inter-item correlations) were found to be satisfactory for E, N, L and low for P. The validity of the EPQ-R S is evaluated by the correlations of the subscales of EPQ-R S with the subscales of NEO-FFI-R, exploratory factor analysis (EFA) and confirmatory factor analysis (CFA). The E, N dimensions of EPQ-R S had high correlations with the corresponding dimensions of NEO-FFI-R. EFA results show that the EPQ-R S has a very robust four-factor structure. How ever, CFA shows a misfit of four-factor simple structure model

 

Keywords: EPQ-R S, NEO-FFI-R, reliability, validity, mean inter-item correlations, exploratory factor analysis (EFA), confirmatory factor analysis (CFA)

 

 http://iranpa.org/JCP_Ab.asp?id=13&page=1               منبع 

 

نام و نام خانوادگي : عليرضا زارعي

دانشكده : دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي

استاد راهنما : ولی اله فرزاد

تاريخ دفاع : ۸۰

رشته و گرايش : کارشناسی ارشد

دانشگاه: تربیت معلم

اين پژوهش تحت عنوان ؛بررسي رابطه بين سبکهاي اسنادي و انگيزه پيشرفت با پيشرفت تحصيلي در دانش آموزان سال دوم رشته رياضي شهر اراک؛ در سال تحصيلي 80-1379 انجام شد. هدف اين پژوهش، بررسي رابطه سبکهاي اسناد با پيشرفت تحصيلي ودر نهايت بررسي رابطه بين انگيزه پيشرفت وسبکهاي اسنادي با پيشرفت تحصيلي بوده است. جامعه پژوهشي عبارت از کليه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم رشته رياضي شهر اراک بود. از جامعه فوق 380 نفر (170 نفر دختر و 210 نفر پسر)، از طريق نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي به عنوان نمونه تحقيق انتخاب شدند. براي جمع آوري داده هاي مربوط انگيزه پيشرفت، از مقياس ؛انگيزش تحصيلي؛ رابرت ولرند و همکاران (1995) و براي جمع آوري داده هاي مربوط به سبکهاي اسنادي از ؛پرسشنامه سبکهاي اسنادي؛ پيترسون و سيلگمن (1982) استفاده شد. داده هاي مربوط به پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) نيز از کارنامه تحصيلي دانش آموزان استخراج شد. جهت تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار ‏‎SPSS‎‏ روشهاي آماري توصيفي از قبيل ميانگين،انحراف معيار و ضريب همبستگي گشتاوري پيرسون مورد استفاده قرار گرفت. تحليل آماري داده ها نشان داد: بين انگيزه پيشرفت تحصيلي و پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) در هر دو جنس رابطه اي مثبت و معني دار وجود دارد. بين سبکهاي اسناد براي حوادث خوب و حوادث بد در ابعاد دروني -بيروني، کلي -اختصاصي و پايدار -ناپايدار با پيشرفت تحصيلي (معدل کل، نمره درس رياضيات 4 و نمره درس ادبيات 4) رابطه اي مشاهده نشد. بين انگيزه پيشرفت و سبکهاي اسناد براي حوادث خوب در ابعاد دروني، بيروني، کلي اختصاصي و پايدار-ناپايدار رابطه مثبت و معني دار و بين انگيزه پيشرفت با سبکهاي اسنادي براي حوادث بد در بعد دروني -بيروني رابطه منفي و معني دار مشاهده شد ولي بين انگيزه پيشرفت با سبکهاي اسناد براي حوادث بد در ابعاد پايدار-ناپايدار و کلي اختصاصي رابطه اي مشاهده نگرديد.

 

نام و نام خانوادگي : ناصر گودرزي

دانشكده : دانشکده علوم تربيتي

استاد راهنما : محمدتقي فراهاني

تاريخ دفاع : ۷۸

رشته و گرايش : کارشناسی ارشد علوم تربیتی

دانشگاه: دانشگاه صدرا

اين پژوهش تحت عنوان "بررسي رابطه رضايت زناشويي با منيع کنترل در کادر ذرماني بيمارستانهاي دانشگاه علوم پزشکي تهران در سال 77-78 انجام شد. هدف از اجراي اين پژوهش بررسي رابطه مولفه‌هاي رضايت از زناشويي (رضايت از ديدگاه همسر، درک و تفاهم و رضايت جنسي) با منبع کنترل افراد (شامل گرايش‌هاي سه‌گانه دروني (1)، اعتقاد به قدرتمند بودن ديگران (P)، و شانس (C) و تعيين سهم هر يک از اين متغيرها (منبع کنترل) در پيش‌بيني رضايت از زناشويي در هر سه مولفه بوده است . جامعه پژوهش شامل که در درمانگران دانشگاه علوم پزشکي تهران بود. حجم نمونه پژوهش 93 زن و مرد بوده است . جمع‌آوري داده‌ها از طريق پرسشنامه "آزمون سنجش منبع کنترل با گرايشهاي (IPC) لونسون و "پرسشنامه رضايت از زناشويي راف ، نسخه فارسي که توسط محقق تحليل عاملي شده است ، انجام گرفته است . اين پرسشنامه در يک مطالعه مقدماتي بر روي 318 نفر زن و مرد از جامعه تحقيق اجرا شد که با ظاهر شدن سه عامل اصلي در آن، روايي و پاياني آن بدست آمد. جهت تجزيه و تحليل يافته‌هاي، علاوه بر روشهاي آمار توصيفي از تحليل عوامل و تحليل رگرسيون چند متغيره به روش گام به گام استفاده شده است . تحليل آماري بر روي داده‌هاي پژوهش نشان داد که بين منبع کنترل دروني (1) و مولفه‌هاي رضايت زناشويي يعني (رضايت از ديدگاه همسر، رضايت جنسي و درک و تفاهم) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. از طرف ديگر يافته‌ها نشان داد که بين منبع کنترل با گرايش اعتقاد به قدرتمند بودن ديگران (ح) و رضايت زناشويي (رضايت از ديدگاه همسر، درک و تفاهم) رابطه منفي و معنادار وجود دارد. اما بين منبع کنترل اعتقاد به قدرتمند بودن ديگران و رضايت از زناشويي (رضايت جنسي) رابطه معناداري وجود ندارد. همچنين يافته‌ها نشان داد که بين منبع کنترل با گرايش شانس (C) و ابعاد رضايت از زناشويي (رضايت از ديدگاه همسر، درک و تفاهم و رضايت جنسي) رابطه منفي وجود دارد. که در مولفه اول (رضايت از ديدگاه همسر) و متغير مولفه دوم (درک و تفاهم) اين رابطه معاندار است . اما اين معناداري به حدي نيست که وارد معادله رگرسيون شود. و در مورد متغيير ملاک سوم (رضايت جنسي) با منبع کنترل با گرايش شانس (C) رابطه معناداري وجود ندارد.

 
كتايون حسني واجاري ، دكتر هادي بهرامي احسان

چاپ شده در  فصلنامه روانشناسي

سال نهم، شماره 3 (پياپي 35)، پاييز 1384


به منظور بررسي رابطه مقابله مذهبي و خوشبختي معنوي با سلامت روان نمونه اي با حجم 120 نفر از دانشجويان دانشگاه تهران که به صورت تصادفي نظام دار انتخاب شدند به مقياس مقابله مذهبي (پارگامنت، 2000) مقياس خوشبختي معنوي (اليسون، 1983) و پرسشنامه سلامت روان (گلدبرگ، 1978) پاسخ دادند. تحليل داده ها با استفاده از روش هاي آماري ضريب همبستگي، رگرسيون و آزمون F انجام شد. متغير پيش بين سبک مقابله مذهبي با دو سطح مثبت و منفي، خوشبختي معنوي و تحصيلات و متغير ملاک، سلامت روان (کل)، شکايات جسماني، اضطراب و بي خوابي، نارسا کنش وري اجتماعي و افسردگي بود. در الگوي تحليل رگرسيون رابطه بين مقابله مذهبي مثبت و منفي، خوشبختي معنوي و تحصيلات و متغيرهاي سلامت روان (کل)، شکايات جسماني، اضطراب و بيخوابي، نارسا کنش وري اجتماعي و افسردگي بررسي شد. نتايج نشان داد که بين سبک مقابله مذهبي منفي و سلامت روان همبستگي معنادار p<0.01) و r = 0.32 ( وجود دارد. ولي بين سبک مقابله مذهبي مثبت با سلامت روان رابطه معناداري مشاهده نشد. همچنين بين خوشبختي معنوي با سلامت روان همبستگي معنادار )در سطح P<0.01 وr = 0.49 ) وجود دارد

 

مولف (مولفين): صديقه زمانپور كارشناسي ارشد روانشناسي تربيتي , محمدنقي فراهاني دانشيار دكترا روانشناسي , مهرناز شهرآراي دانشيار دكتري تخصصي آموزش و پرورش

تاريخ انتشار: ارديبهشت 1383

محل دستيابي: دانشگاه شهيد بهشتي پژوهشكده خانواده 

سمينار: كنگره سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران نخستين

چكيده: اين پژوهش به بررسي رابطه بين رضايت زناشويي مادر و سازگاري اجتماعي پيشرفت تحصيليفرزند دختر پرداخته است.اطلاعات لازم از طريق اجراي پرسشنامه ENRICH(اولسون و همكاران،1983) و پرسشنامه رفتار انطباقي(سازگارانه)كودك (ARIC) و كارنامه تحصيلي 189 نفراز دانش أموزان دختر پايه پنجم دبستان و مادر أنها جمع أوري شده است. نتايج حاصل از تحليل داده ها با استفاده از روش همبستگي پيرسون و رگرسيون چند متغيري نشان داد:1)بين رضايت زناشويي مادر و سازگاري اجتماعي كودك رابطه مثبت معناداريوجود دارد،2)بين رضايت زناشويي و مادر و پيشرفت تحصيلي (معدل كل)و نمره ادبيات فرزند رابطه مثبت مشاهده شد،3)رابطه بين سازگاري اجتماعي كودك و پيشرفت تحصيلي (معدل كل)او وجود دارد.تحليل رگرسيون نشان داد كه رضايت زناشويي مادر نسبت به سازگاري اجتماعي كودك تاثير كمتري بر ميزان پيشرفت تحصيلي (معدل كل)كودك دارد.يافته هاي فرعي پژوهش نشان داد،در حالي كه بين سازگاري اجتماعي كودك و نمره ادبيات و رياضي كودك رابطهمثبت و معنادار است،بين رضايت زناشويي مادر و نمرات رياضي كودك رابطه معنادرا وجودندارد.تلويحات تربيتي اين پژوهش براي والدين،مربيان و مشاوران مورد بحث قرار مي گيرد.  

 

نام و نام خانوادگي : محمد كفايت

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر حسين شكركن

تاريخ دفاع : ۷۳

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

دانشگاه: چمران اهواز

در اين پژوهش 225 آزمودني که به صورت تصادفي چند مرحله‌اي انتخاب شده بودند از 9 دبيرستان با در نظر گرفتن سه سطح اجتماعي - اقتصادي (مرفه، نيمه‌مرفه و نامرفه) و 3 ناحيه آموزش و پرورش ، شرکت داشتند. براي جمع‌آوري داده‌ها از 6 پرسشنامه شامل 2 پرسشنامه شيوه‌ها و نگرشهاي فرزندپروري که توسط والدين تکميل شد و 3 پرسشنامه خلاقيت که دوتاي آن (سنجش خلاقيت تورنس و مدادکاغذي چند جوابي) توسط دانش‌آموزان و سومين پرسشنامه مربوط به ارزيابي خلاقيت دانش‌آموزان، توسط دبيران مربوطه تکميل شدند. براي سنجش هوش دانش‌آموزان از آزمون هوش ريون و براي سنجش پيشرفت تحصيلي از نمره‌هاي تحصيلي آنها استفاده به عمل آمد. براي بررسي فرضيه‌هاي پژوهش از روش همبستگي، رگرسيون چندمتغيري، آناليز واريانس و مقايسه‌هاي چندگانه توکي استفاده گرديد. نتايج حاکي از تاييد فرضيه‌ها نشان داد که ميان شيوه‌ها و نگرشهاي فرزندپروري شش‌گانه با خلاقيت همبستگي منفي و معني‌دار وجود دارد (24ˆ0 - تا 25ˆ0 . = . نتايج حاکي از تاييد فرضيه‌ها نشان داد که ميان شيوه‌هاي فرزندپروري سه‌گانه (استقلال‌آموزي، تسلطآموزي و مراقبت‌آموزي) با خلاقيت همبستگي منفي و معني‌دار وجود دارد (26ˆ0 - تا 24ˆ0 - r=). ضمنا نتايج محاسبات رگرسيوني در اين رابطه متغير مراقبت‌آموزي را به عنوان بهترين مدل برازش شده براي پيش‌بيني خلاقيت معرفي نمود (ضرايب رگرسيوني 33ˆ2 - و 36ˆ0) . اما رابطه به دست آمده ميان نگرشهاي فرزندپروري سه‌گانه (سلطه‌گري. وابستگي شديد و سهل‌انگاري) و خلاقيت در سطح تعيين شده معني‌دار نبود (13ˆ0 - تا 07ˆ0 - r=). نتايج بدست آمده نشان مي‌دهد ميان خلاقيت و هوش (33ˆ0 تا 24ˆ0 r=) و نيز بين خلاقيت و پيشرفت تحصيلي (27ˆ0r=) همبستگي مثبت و معني‌دار وجود دارد. ضمنا نتايج محاسبات رگرسيوني در اين رابطه دروس هنر و حرفه‌وفن را به عنوان بهترين مدل برازش شده براي پيش‌بيني خلاقيت معرفي نمود. نتايج به دست آمده نشان مي‌دهد ميان هوش و پيشرفت تحصيلي (r=0/35) همبستگي مثبت و معني‌دار وجود دارد. ضمنا نتايج محاسبات همبستگي چندمتغيري خلاقيت و هوش با پيشرفت تحصيلي (R=0/39) نشان داد که از همبستگيهاي ساده خلاقيت و هوش با پيشرفت تحصيلي 0/27`، 0/35 r=) بيشتر است . محاسبات آناليز واريانس در رابطه با بررسي تفاوت ميان سطوح اجتماعي - اقتصادي سه‌گانه از نظر خلاقيت نشان داد که ميان اين سطوح تفاوت وجود دارد (71ˆ18 تا 32ˆ7 F=) ضمنا نتايج حاصل از مقايسه‌هاي چندگانه به روش توکي روشن نمود که ميانگين خلاقيت در سطح مرفه (210) با ميانگين خلاقيت در سطوح نيمه مرفه و نامرفه (به ترتيب 166 و 157) تفاوت معني‌دار دارد. اما ميانگين خلاقيت در سطوح نيمه‌مرفه با نامرفه تفاوت معني‌داري ندارد.
 
 

 

 

مجري : دکتر رابرت فرنام

همکار: محمود رضا عرب، مسعود محمدي

ناظر: دکتر مکارمي

کارفرما:اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي

تاريخ شروع طرح: 1/12/1379

تاريخ خاتمه طرح: تيرماه 1382

آگاهي از ميزان شيوع اختلالات رواني اولين قدم در اقدام براي طراحي برنامه هاي مناسب پيشگيرانه و نيازهاي درماني در هر منطقه است. زنان به عنوان مهمترين عضو خانواده مطرح هستند. بررسي و شناسايي وضعيت بهداشت رواني در اين گروه اولين قدم در بهبود وضعيت بهداشت رواني جامعه، خانواده و افراد در طي سالهاي آينده خواهد بود. در اين مطالعه با روش نمونه گيري خوشه اي از ميان تمام مناطق شهري شيراز تعداد 854 زن مورد بررسي قرار گرفته و مشخص شد که 296 نفر از اين افراد (6/34%) داراي اختلالات رواني محسوب مي شوند که اين گروه 8/64% را افراد متأهل تشکيل داده اند که اغلب آنان در رده هاي سني 30 تا 40 سال با فراواني 1/38% قرار داشته اند. شايع ترين مشاغل داراي مشکل رواني را افراد خانه دار تشکيل مي دهند. هر چند افراد با مشاغل آزاد و افراد بيکار بيشتر مشکل دارند. لازم به ذکر است که ميزان شيوع اختلالات رواني در پژوهش ما در مقايسه با ساير کشورها و ساير پژوهشها در کشور ايران بالاتر بوده است.

شايع ترين اختلالات در پژوهش ما به ترتيب افکار پارانوئيدي، افسردگي، وسواس، حساسيت در روابط متقابل، اضطراب ، شکايت جسماني، پرخاشگري، روان پريشي و فوبي بوده اند. اين يافته ها با پژوهشهاي خارجي کمي تفاوت دارند، از جمله اين که افکار پارانوئيدي تقريباً در هيچ پژوهشي شايع ترين يافته نبوده است.

ساير يافته هاي پژوهشي ما شامل نکات ذيل است:

-تفاوت در شکل علائم در سنين مختلف، از جمله اينکه روان پريشي، پرخاشگري و افکار پارانوئيدي در سنين زير 20 سال و شيوع بالاتر جسمي شدن در سنين 60 سال و بالاتر.

-اغلب اختلالات مورد بررسي در افراد باسواد متوسط (سطح ابتدايي تا دبيرستان) شيوع دارند به جز اضطراب، پرخاشگري و روان پريشي که در فوق ديپلمها نسبتاً شايعتر است، هر چند شايع ترين مشاغل داراي مشکل، مشاغل آزاد و کشاورزان بوده اند، ولي پرخاشگري در دانشجويان از تمام گروههاي ديگر شايع تر است. بررسي ديگري که در پژوهش اخير انجام شد، تعيين شايع ترين علائم و نادرترين علائم در هر مقياس بود که نکات بسيار جالبي براي کارشناسان رواني و روان پزشکان در بر دارد، از جمله اين که:

-در مقياس وسواس، رفتار تکراري نادرترين علامت است. پس عدم وجود اين علامت در زنان جامعه در طي بررسي رواني بسيار محتمل است و يکي از علائم کمک کننده مشکل در تصميم گيري است.

-تفکرات پارانوئيدي نادرترين علامت در مقياس افکار پارانوئيدي مي باشد.

-در اختلال افسردگي، احساس غمگيني و زود گريه کردن در رده 4 و 6 از نظر فراواني قرار دارند در صورتي که شايع ترين علامت احساس تنهائي و کاهش انرژي است.

در انتها بايد گفت که نتيجه تحقيق حاضر نشان داد که فقط حدود 10% از افرادي که بايد به روانپزشک و روان شناس مراجعه کنند به اين عمل مبادرت کرده اند و مسلماً نياز به آموزش هر چه بيشتر جهت حساس سازي براي جامعه حس مي شود.

 

  نام ونام خانوادگي: فهميه اسماعيلي

  رشته تحصيلي : مديريت آموزشي

  استاد راهنما : دكتر محمد حسن پرداختچي

  استاد مشاور : محمود حيدري

  تاريخ دفاع : 1379


نتايج پژوهش نشان مي دهد كه 83/37 درصد مديران بر كاربرد سبك رقابت، 32/24 درصد مديران بر كاربرد سبك تشريك مساعي، 21/16 درصد مديران بر كاربرد سبك مصالحه و 81/10 درصد بر كاربرد سبك اجتناب و 81/10 درصد نيز بر كاربرد سبك گذشت اذعان داشته اند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه در مدارس مختلف تنها يك سبك خاص براي كنترل تعارض مورد استفاده قرار نمي گيرد بلكه در شرايط و موقعيتهاي مختلف هر يك از اين سبكها ممكن است كم و بيش توسط مديران بكار روند.

  نتايج نشانگر آن است كه تفاوت بين ميانگين خلاقيت در سبكهاي 5 گانه مديريت تعارض در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است. و به ترتيب اين ميانگين در سبك تشريك مساعي بالاترين ميانگين يعني 58/87 در سبك مصالحه 75/82 در سبك گذشت 68/80 ، در سبك اجتناب 17/778 و در سبك رقابت 13/777 را نشان مي دهد. بنابراين دبيراني كه سبك غالب مديران آنها تشريك مساعي بوده داراي بالاترين ميانگين خلاقيت، و دبيراني كه سبك غالب مديران آنها رقابت بوده داراي پايين ترين ميانگين خلاقيت هستند. در مقايسه با ميانگين پرسشنامه (75) مي توان نتيجه گرفت كه به طور متوسط خلاقيت دبيران از حد متوسط بيشتر بوده است و ميزان خلاقيت دبيران با توجه به سبكهاي مديريت تعارض مديران تفاوت معني داري را نشان مي دهد.



 

 
نام و نام خانوادگی:شهدخت آزادی

به راهنمایی: زهرا درویزه

استاد مشاور: زهره خسروی

تاریخ دفاع: 04-1382

پایان نامه(کارشناسی ارشد)

دانشگاه: الزهرا

دانشکده :علوم تربیتی و روانشناسی

نتایج بدست آمده نشان داد که بین شیوه فرزند پروری توقعات وانتظارات والدین با کمرویی دختران سال دوم دبیرستان رابطه مثبت معنا داری مشاهده شد ، بین شیوه فرزند پروری استقلال در امور شخصی با کمرویی دختران رابطه منفی معنا داری مشاهده شد ، بین شیوه فرزند پروری محبت آمیز والدین با کمرویی دختران نیز رابطه منفی معنا داری مشاهده شد . بین شیوه فرزند پروری تنبیه و سرزنش والدین با کمرویی دختران رابطه معناداری مشاهده نشد . بین میزان درآمد والدین با کمرویی دختران نیر رابطه معنی داری وجود نداشت . بین ترتیب تولد فرزندان و نوع رشته تحصیلی آنها با میزان کمرویی یک رابطه مثبت معنی دار مشاهده شد . به این ترتیب که در دانش آموزان ریاضی کمرویی بیشتر از دانش آموزان علوم تجربی و انسانی است ، همچنین میزان کمرویی در فرزندان اول خانواده بیشتر از فرزندان دوم و یا بیشتر خانواده است

 

 
نام و نام خانوادگي : داريوش ايزدفر

تاريخ دفاع : 27/6/80

رشته و گرايش : کارشناسی ارشد روانشناسي-عمومي

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر حسين مولوي

استاد مشاور : دکتر ابوالقاسم نوري
 

هدف ازانجام اين پژوهش مقايسه رشد اجتماعي و ويژگيهاي شخصيتي دانش آموزان فاقد پدر ( شاهد ، ايتام معمولي ) بادانش آموزان داراي پدر در دبيرستانهاي شهر كرد در سال تحصيلي 80 – 79 بوده است . بدين منظور تعداد60 نفر دانش آموزشاهد( 30 نفر دختر و 30 نفر پسر ) از دبيرستانهاي شاهد شهركرد ، تعــــداد60 نفردانـــش آموز يتـــيم ( 30 نفر دختر و 30 نفر پسر ) تحت پوشش اداره اوقاف ، كميته امداد امام خميني و سازمان بهزيستي بصورت تصادفي ساده انتخاب گرديدند . همچنين تعداد 60 نفر دانش آموز داراي پدر ( 30 نفر دختر و 30 نفر پسر)از دبيرستانهاي عادي شهركرد به شيوه خوشه اي تصادفي و تصادفي ساده انتخاب گرديدند. براي بررسي و مقايسه رشد اجتماعي و ويژگيهاي شخصيتي آزمودني ها از پرسشنامه هاي رشد اجتماعي وايزمن - اليس ، SCL-90- R استفاده شد ، نتايج تحليل مانوا نشان داد:

1- ميانگين نمرات دانش آموزان يتيم با توجه به ويژگيهاي زير بطور معني داري بيشتر از دانش آموزان شاهد و يا داراي پدر بود(01/0>p) ولي گروههاي شاهد و داراي پدر تفاوت نداشتند: جسمي سازي (02/0>p) ، افكار پارانويا (0=p)   ، خصومت (0=p) ، روانپريشي (0=p) ، احساس گناه (0=p) ، اختلالات خواب (0=p) و اختلالات تغذيه (0=p) . رشد اجتماعي گروه يتيم پائين تر از گروههاي شاهد و داراي پدر بود (0=p) .

2- از نظر افسردگي ، اضطراب و حساسيت بين فردي هر سه گروه با يكديگر تفاوت داشتند و ميانگينهاي گروههاي داراي پدر ، شاهد و يتيم به ترتيب افزايش مي يافت (03/0>p).

3- ميانگين نمرات دختران دانش آمــوزان با توجــه به ويژگيـــهاي زير به نحو معنــي داري بــيشــتر از پـــسران بود(03/0>p) : جسمي سازي ، افكار پارانويا ، اضطراب فوبيك ، افسردگي ، اضطراب ، حساسيت بين فردي، وسواس ، افكار مرگ و احساس گناه ولي بر عكس رشد اجتماعي پسران بالاتر از دختران بود.

4- در احساس خصومت ، روانپريشي ، اختلالات خواب و تغذيه تفاوتي بين دانش آموزان پسر و دختر وجود نداشت.
 

 

نام و نام خانوادگي : اقدس رهگذر

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر مختار ملک پور

تاريخ دفاع : 27/9/80

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

استاد مشاور : کورش نامداري

دانشگاه : اصفهان

هدف از اين پژوهش بررسي تاثير روش آرامسازي در كاهش اضطراب مادران مبتلا به اختلال اضطراب، و به نوبه خود تاثير آن بر بهبود عملكرد تحصيلي فرزندان آنها بود . چنين فرض گرديد كه ميزان اضطراب گروه آرامسازي به طور معني داري كمتر از گروه كنترل ، و نيز عملكرد تحصيلي فرزندان آنها بالاتر از فرزندان گروه كنترل خواهد بود. به اين منظور دو ناحيه از نواحي پنجگانه آموزش و پرورش شهر اصفهان به طور تصادفي انتخاب شد و از هر ناحيه به يك مدرسه ابتدائي دخترانه و يك مدرسه ابتدائي پسرانه مراجعه شد . براي اجراي پيش آزمون اضطراب ، از آزمون اضطراب كتل (1957) استفاده شد.

40 نفر از مادران مبتلا به اضطراب كه دارو مصرف نكرده و تمايل به شركت در پژوهش داشتند به طور تصادفي انتخاب و به دو گروه درماني و كنترل تقسيم شدند. پس از 5 جلسه آموزش آرامسازي عضلاني تدريجي به روش برنشتين و بور كووك (1973) و رفع اشكال و اصلاح روشها، از آزمودنيها خواسته شد روزي دو مرتبه هر بار به مدت 20 دقيقه به مدت يكماه در منزل تمرين خانگي داشته باشند.

بر افراد گروه كنترل هيچ روشي اعمال نشد. پس از طي يك ماه تمرين خانگي از مادران هر دو گروه پس آزمون اضطراب به عمل آمد. همچنين جمع نمرات نيمسال اول و دوم سال تحصيلي فرزندان آنها به تفكيك دختر و پسر به عنوان نمرات پيش آزمون و پس آزمون عملكرد تحصيلي در نظر گرفته شد.

نتايج نشان داد كه ميزان اضطراب مادران گروه آرامسازي پس از طي دوره درمان به طور معني داري كمتر از گروه كنترل است (002/0 =P).

همچنين نتايج نشان داد كه ميزان عملكرد تحصيلي فرزندان مادران گروه آرامسازي پس از طي دوره درمان مادران ،تفاوت معني داري با گروه كنترل ندارد. و نيز ميزان اضطراب مادران دختران با مادران پسران ، همچنين ميزان عملكرد تحصيلي فرزندان دختر گروه آرامسازي با فرزندان پسر آنها تفاوت معني داري ندارد.

 

نام و نام خانوادگي : سيد محسن عامري زاده

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر ابوالقاسم نوري

تاريخ دفاع : 17/7/81

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

استاد مشاور : دکتر حسين مولوي

دانشگاه: اصفهان

مسائلي كه امروزه توجه بسياري از پژوهشگران را به خود اختصاص داده طرق افزايش انگيزش‌پيشرفت است. تحقيق حاضر نيز با توجه به نوع روابط درون خانواده، به بررسي برخي از متغيرهاي مرتبط با عملكرد تحصيلي پرداخته است.

جامعة آماري اين پژوهش، دانش‌آموزان دختر و پسر شاغل به تحصيل در دورة راهنمايي شهرستان اصفهان در سال تحصيلي 81-1380 بوده‌اند. از اين جامعه با استفاده از روش نمونه‌گيري چند مرحله‌اي و خوشه‌اي تصادفي، نمونه‌اي به حجم 160 نفر شامل 80 نفر پسر و 80 نفر دختر انتخاب شد.

ابزار تحقيق شامل پرسشنامة ويژگيهاي شخصيتي SCL-90-R براي مادر دانش‌آموزان، پرسشنامة انگيزش پيشرفت هرمنس جهت سنجش ميزان انگيزش پيشرفت دانش‌آموزان و پرسشنامة دموگرافيك (محقق‌ساخته) بود. همچنين از پروندة تحصيلي دانش‌آموزان جهت ثبت معدل تحصيلي به عنوان مقياس عملكرد تحصيلي استفاده شد. پس از جمع‌آوري اطلاعات موردنياز، داده‌ها توسط روش آماري تحليل واريانس چند متغيري و ضريب همبستگي پيرسون بررسي شد.

نتايج نشان داد بين برخي مقوله‌هاي شخصيتي مادر در پرسشنامة SCL-90-R، شامل وسواس، اضطراب و افسردگي با عملكرد تحصيلي دانش‌آموز رابطة منفي معني‌داري وجود داشت )05/0(P<. ميزان ارتباط وسواس مادر و معدل ترم اول سال‌قبل، معدل ترم دوم سال‌قبل و معدل ترم اول سال جاري به ترتيب 03/0، 12/0 و 06/0 محاسبه‌گرديد. ميزان ارتباط افسردگي مادر و معدل ترم اول سال‌قبل، معدل ترم دوم سال‌قبل و معدل ترم اول سال جاري به ترتيب 06/0،09/0 و 07/0 محاسبه‌گرديد. ميزان ارتباط اضطراب مادر و معدل ترم اول سال‌قبل، معدل ترم دوم سال‌قبل و معدل ترم اول سال جاري به ترتيب 04/0، 03/0 و 03/0 محاسبه‌گرديد. اما بين ساير مقوله‌هاي شخصيتي مادر در پرسشنامة SCL-90-R و عملكرد تحصيلي دانش‌آموز رابطه‌اي وجود نداشت. همچنين بين انگيزش پيشرفت دانش‌آموزان و عملكرد تحصيلي رابطة مثبت و معني‌داري وجود داشت. ميزان اين رابطه براي معدل ترم اول سال‌قبل، معدل ترم دوم سال‌قبل و معدل ترم اول سال جاري به ترتيب34/0، 41/0 و 40/0 محاسبه گرديد .

 

 

نام و نام خانوادگي : مرضيه شرکت

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر حسين نائلي

تاريخ دفاع : 28/6/79

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

استاد مشاور : دکتر حميد طاهرنشاط دوست

دانشگاه: اصفهان

هدف از اين تحقيق بررسي رابطه بين منبع كنترل وخلاقيت در ميان دانشجويان سال اول دانشگاه اصفهان بود . در تحقيق حاضر تحقيق حاضر چنين فرض گرديد كه همبستگي معني داري بين نمرات منبع كنترل ( دروني – بيروني ) وميزان خلاقيت وجود دارد . 160 دانشجو ( 99 دختر و66 پسر ) با دامنه سني 22- 18 سال در مقطع كارشناسي به طور تصادفي به شيوه نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند . پرسشنامه منبع كنترل راتر ( 1966) وآزمون خلاقيت تصويري تورنس      (1974) وپرسشنامه خود ساخته ( دموگرافيك ) درمورد آنها اجراء گرديد.

نتايج نشان داد كه بين نمرات منبع كنترل دانشجويان وميزان خلاقيت آنها ارتباط معني داري وجود ندارد (P=%8) بين نمرات منبع كنترل پسران وميزان خلاقيت آنها ارتباط معني داري وجود داشت (P=%5) بين نمرات منبع كنترل دختران وميزان خلاقيت آنها ارتباط معني داري وجود نداشت (P=0/53) در عملكرد دانشجويان دختر داري منبع كنترل بيروني ودانشجويان پسر داراي منبع كنترل دروني در رابطه با عنصر ابتكار آزمون خلاقيت تفاوت معني داري وجود داشت (P=%1) بين نمرات دختران وپسران دانشجو در عناصر آزمون خلاقيت تفاوت معني داري وجود نداشت.

 

سيد كمال صولتي دهكردي*، دكتر آذر دانش**، دكتر فروزان گنجي***، احمد عابدی

* مربی گروه روانپزشکی و دانشجوي دوره دكتري رشته روانشناسي - دانشگاه علوم پزشكي شهركرد (مؤلف مسئول)،  **استاديار گروه زنان دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، *** متخصص پزشكي اجتماعي دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، دانشجوی دوره دکتری روانشناسی – دانشگاه اصفهان.تاریخ دریافت: 23/3/84 - تاریخ تأییدیه: 17/10/84

چکیده:

زمينه و هدف: ناباروري يك بيماري است كه در آن، زنان در خلال يك سال فعاليت جنسي، بدون استفاده از روشهای پيشگيری، قادر به بارداری نباشند. عزت نفس، يک روش روانشناختی است که به وسيله آن يک شخص خودش را ارزيابی می نمايد. پاسخ های مقابله ای، روشهای ادراکی هستند که برای برخورد و مقابله با نگرانی های زندگی به کار می روند. مطالعات روانشناختی در زوجين نابارور نشان داده که ناباروری، يک بحران بيولوژيکی - روانشناختی است که می تواند مشکلات روانشناختی در اين افراد ايجاد کند. به همين دليل، هدف از اين بررسی، مقايسه عزت نفس و پاسخ های مقابله ای در زوجين نابارور در شهرکرد در سالهای 82 تا 83 بوده است.

روش بررسي: در يک مطالعه توصيفي - تحليلي 50 زوج نابارور كه به كلينيك زنان بيمارستان هاجر يا مطب پزشك متخصص زنان به دليل مشكلات ناباروري مراجعه كرده بودند و 50 زوج بارور که به طور تصادفي از بين زوجين بارور مراجعه كننده به كلينك زنان و متخصص زنان انتخاب شدند. افراد مورد پژوهش با استفاده از
آزمون های عزت نفس کوپر اسميت، آزمون مقابله ای بيلينگز و موس و همچنين چک ليست ويژگی هاي دموگرافيك و ساير اطلاعات مربوط به زوجين مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون
t مستقل و ضريب همبستگی اسپيرمن مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

يافته ها: نتايج نشان داد كه ميانگين نمرات عزت نفس در زوج هاي نابارور 9/8±3/27 و در زوج هاي بارور 8±7/32 بود (05/0p<). ميانگين نمرات پاسخ هاي مقابله اي مسئله مدارانه و هيجان مدارانه در زوجين بارور و نابارور اختلاف چنداني با يكديگر نداشتند (05/0p>). علاوه بر اين بين سن و عزت نفس در زنان نابارور همبستگي منفي بدست آمد (05/0p<). اما بين عزت نفس با متغيرهاي مدت ازدواج، مدت نازائي و مدت درمان همبستگي وجود نداشت. همچنين بين مهارت هاي مقابله با متغيرهاي سن، مدت ازدواج، مدت نازائي و مدت درمان  نازايی هيچگونه همبستگي بدست نيامد.

نتيجه گيري: پيامدهای ناشی از ناباروری در زمينه مسائل روانشناختی يکی از مسائل مهمی است که زوجين نابارور با آن روبرو هستند و بی توجهی به اين مسئله آثار زيانباری را به دنبال خواهد داشت.

 

واژه هاي كليدي: پاسخ هاي مقابله اي، زوجين، عزت نفس، ناباروري.

منبع:     www.skums.ac.ir/moavenat/admin/jornal/file_jornal/Ms-Solaty.doc

 
دكتر سيد امير حسين توكلي، دكتر مريم رسوليان، دكتر مهدي قدري گلستاني
چكيده
مقدمه: زنده‌بودن شماري از اعضاي بدن فرد فوت‌شده به‌دليل مرگ مغزي، شايد خانواده وي را در پذيرش فوت و گذار از مرحله انكار سوگ دچار مشكل نمايد. از اين رو پژوهش حاضر با هدف مقايسه افسردگي در دو گروه بستگان افراد دچار مرگ مغزي (اهداكننده و غيراهداكننده اعضا) و شاخص‎هاي رضايت‌مندي آنها از نظام درماني انجام شد.
مواد و روش‌كار: اين پژوهش از نوع توصيفي مقطعي است، آزمودني‌ها، بستگان درجه اول افراد فوت شده مرگ مغزي بودند. 54 نفر از 27 خانواده اهداكننده و 104 نفر از 58 خانواده غير اهداكننده به روش نمونه‌گيري در دسترس در پژوهش شركت كردند. اين افراد يكي از بستگان درجه اول خود را طي سال‌هاي 1380 و 1381 در استان تهران، به دنبال مرگ مغزي از دست داده بودند. براي گردآوري داده‌ها پرسش‌نامه ويژگي‌هاي جمعيت‌شناختي و پرسش‌نامه افسردگي بك به‌كار برده شد. داده‌ها به‌كمك روش هاي آمار توصيفي تحليل گرديدند.
يافته‎ها: در 4/20% افراد خانواده‌هاي اهداكننده و 3/17% افراد خانواده‌هاي غير اهداكننده افسردگي ديده شد اما تفاوت اين دو از نظر آماري معني‌دار نبود. مقايسه ميزان افسردگي والدين اهداكننده و والدين غيراهداكننده هم‌چنين همسران و فرزندان دو گروه تفاوت معني‌دار نشان نداد، ليكن بستگان اهداكننده، پديده اهداي اعضا را در كاهش غم از دست دادن متوفي در 66% موارد كاملاً و در 32% موارد تا اندازه‌اي مؤثر مي‌دانند.
نتيجه‌گيري: اهداكنندگي بر ميزان افسردگي بعدي و سير سوگواري بستگان فوت‌شدگان مرگ مغزي تأثيري ندارد.

كليدواژه: اهداي عضو، مرگ مغزي، افسردگي، سوگواري، خانواده

انيستيتو روانپزشكي تهران و مركز تحقيقات بهداشت و روان(www.tehranpi.org)

 

تاريخ ارائه: 1377

دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم اجتماعي - علامه

نام دانشجويان: اشرف مهمان نوازان 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: جامعه شناسي

اساتيد راهنما: جعفر سخاوت استاديار دكتري تخصصي جامعه شناسي آسيبهاي اجتماعي ,    

اساتيد مشاور: محمد عبداللهي دانشيار دكترا جامعه شناسي ,

کليد واژه: رضايت شغلي,زنان 

چكيده: هدف : بررسي عواملي كه بر رضايت شغلي زنان شاغل تاثير گذارند و دستيابي به عوامل محيطي و اجتماعي موثر بر پنداشت زنان شاغل . پرسشها : با تكيه بر مشكلات خاص زنان جهت اشتغال چه عواملي بر رضايت شغلي آنان تاثير گذار است؟ آيا بين رضايت شغلي زنان شاغل و نقشهاي متعددي آنان و مشكلات مترتب از آنها رابطه اي وجود دارد؟ چه عواملي بر پنداشت آنان از سود يا زيان ناشي از اشتغال تاثير گذار است كه نهايتاً منجر به رضايت از شغل و يا نارضايتي از شغل مي گردد؟ فرضيه ها : رابطه رضايت شغلي و خصوصيات فردي با پنداشت آنان از ميزان وجود عدالت در ارتقاء شغلي ، رابطه با همكاران و روسا. روش تحقيق: پيمايشي با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه . جامعه : زنان شاغل دانشگاه الزهراء ، ايران خودرو( اداري ، مالي ، آموزشي )، پارس الكتريك . نمونه گيري بصورت پوششي . تجزيه و تحليل داده ها : جداول يكسان بندي ، آمار،درصد،جداول دو بعدي ، آزمونهاي آماري ، ضريب همبستگي كندال و جداول كنترلي (سه بعدي ). نتايج: بين سطح تحصيلات ، ميزان وجود عدالت در ارتقاء شغلي ، ميزان مشاركت در تصميم گيري هاي شغلي ، چگونگي رابطه با همكاران و روسا، ميزان پاداشهاي مورد انتظار ، ميزان كشمكش نقش ، ميزان ارزش گذاري براي اشتغال و تصور از مسائل و مشكلات ناشي از بيكاري با رضايت شغلي رابطه وجود دارد. پيشنهدات : توجه به معضلات و موانع اشتغال زنان .توجه به علت يابي تاثير تحصيلات بر رضايتمندي از شغل ، رفع هر گونه تبعيض ميان زنان و مردان شاغل و حتي بين خود زنان جهت ارتقاء انجام تحقيقاتي راجع به فرهنگ روابط سازماني و ارتقاء اطلاعات جهت بهبود روابط همكاران و روسا دخالت دادن زنان و سهيم نمودن آنان در تصميم گيري هاي شغلي ، شناخت بيشتر در زمينه نيازها وانتظارات زنان و رفع تبعيض شناخت بيشتر در زمينه نوع ارزشهاي زنان شاغل و كار فرهنگي بر آنها توجه مسئولين به نقشهاي متعددي زنان و كشمكش هاي ناشي از آن و كاهش اين كشمكشها با ايجاد تسهيلات و انتظارات معقول و مطابق با آن . اين پايان نامه همراه با جدول ، كتابنامه و در 209 ص ارائه گرديده شده است. 1707پ

 

تاريخ ارائه: 1374

دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه

نام دانشجويان: مينا علي اسماعيلي 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: روانشناسي عمومي

اساتيد راهنما: مريم سيف نراقي استاد دكتري تخصصي آموزش و پرورش   

اساتيد مشاور: يوسف كريمي دانشيار دكتري تخصصي روانشناسي تربيتي 

کليد واژه: طلاق,ازدواج,اختلالات طبقاتي,Divorce 

چكيده: هدف تحقيق : بررسي مسائل مادي و اخلاقي و فرهنگي طبقاتي كه سبب از هم پاشيدگي زندگي مي شود. 1- آيا بين مسائل و مشكلات مادي در خانواده هائيكه در مرز طلاق قرار گرفته اند با خانواده هائيكه از زندگي راضي هستند تفاوت وجود دارد؟ 2- آيا بين مسائل و مشكلات مرتبط با عصبي بودن همسر در خانواده هائيكه در مرز طلاق قرار گرفته اند با خانواده هائيكه از زندگي راضي هستند تفاوت دارد؟ و... روش تحقيق : روش علي يا پس از وقوع مي باشد. جامعه آماري : كليه بانواني متقاضي طلاق بين سنين 20 تا 40 سال شهر تهران و بانواني كه از نظر سن و وسعت حوزه تحقيق با متقاضيان طلاق جور شده اند اما راضي زندگي هستند تشكيل مي دهند. يافته هاي تحقيق : بيشتر زنان متقاضي طلاق بين 24 تا 29 سال مي باشند. بيشترين در درصد در رابطه با ميزان تحصيلات زنان متقاضي طلاق از ديپلم به پايين مي باشد كه در واقع بالاترين درصد متقاضيان طلاق بطور اخص داراي تحصيلات در سطح ديپلم مي باشد. و زنان خانه دار هستند. و مربوط به زناني است كه همسران آنها ديپلمه هستند و.... نتيجه گيري : نتايج تحقيق نشان مي دهد كه عمده ترين علل با جمع درصدهاي ميزان بسيار زياد و زياد و در بعضي موارد جمع درصدهاي بسيار كم و هيچ به ترتيب بالاترين درصد بشرح زير است: در درجه اول عدم تفاهم اخلاقي با همسر مي باشد كه در واقع 80 درصد را در بر مي گيرد و در درجه دوم عدم احساس مسئوليت همسر كه شامل 74 ردصد است. در درجه سوم مشكلات مادي زندگي مشترك آنان 60 درصد و سپس فحاشي همسر 47 درصد بدبيني زنان متقاضي طلاق با همسرانشان 27 درصد عدم رضايت از شغل همسر 27 درصد و .... مي باشد. و پيشنهاد مي شود كه : 1- اين تحقيق در جامعه گسترده تري با حجم نمونه بيشتري صورت گيرد. 2- اين تحقيق جهت بانوان متقاضي طلاق در سنين مختلف صورت گيرد. اين پايان نامه همراه با جدول ، نمودار ،كتابنامه و در 187 ص ارائه گرديده شده است.  

 

تاريخ ارائه: 1377

دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه

نام دانشجويان: اسماعيل صفائي 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: روانشناسي تربيتي

اساتيد راهنما: يوسف كريمي دانشيار دكتري تخصصي روانشناسي تربيتي

اساتيد مشاور: فرخنده مفيدي دانشيار دكتري تخصصي آموزش و پرورش كودكان استثناي   


کليد واژه: پرخاشگري,Aggression,اختلال رفتاري,Behavior disorder 

چكيده: هدف : بررسي و مقايسه اختلال رفتار در كودكان محروم از پدر،عادي و شاهد. نمونه آماري: 294 دانش آموز (148 دختر و 146 پسر ) كه به شكل تصادفي ساده در سه گروه انتخاب شدند: 158-1 دانش آموز محروم از پدر (68 پسر و 68 دختر) كه پدرشان فوت كرده بود. 158-2 دانش آموز عادي (68 پسر و 68 دختر ) كه با پدر خود زندگي مي كردند.22-3 دانش آموز شاهد (12 دختر و 10 پسر ) كه پدرشان شهيد شده بود. يافته ها : در شش اختلال رفتاري (اختلال رفتار كلي ، پرخاشگري ،بيش فعالي ، اضطراب و افسردگي ،ناسازگاري اجتماعي،رفتارهاي ضد اجتماعي و اختلال كمبود توجه ) دانش آموزان محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دانش آموزان عادي از خود نشان مي دهند. دختران محروم از پدر نسبت به دانش آموزان عادي از خود نشان مي دهند. دختران محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دختران عادي از خود نشان مي دهند.پسران محروم از پدر زمينه اختلال رفتار كلي ، ناسازگاري اجتماعي و رفتارهاي ضداجتماعي اختلال رفتاري بيشتري نسبت به پسران عادي از خود نشان مي دهند اما در مورد اختلال پرخاشگري ،بيش فعالي،اضطراب و افسردگي واختلال كمبود توجه اختلاف بين نمرات دو گروه پسر معني دار نيست. پسران مروم از پدر با پسران شاهد و دختران محروم از پدر با دختران شاهد در هيچكدام از اختلالات رفتاري تفاوت معني دار نداشته و تنها در زمينه اختلال رفتار كلي ، دانش آموزان محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دانش آموزان شاهد از خود نشان مي دهند. محروميت از پدر مي تواند مشكلات رفتاري متعددي را براي دانش آموزان ايجاد نمايد كه براي پيشگيري و يا كم كردن آنها همكاري و معاضدت دست اندر كاران تعليم و تربيت ايجاد تسهيل در ارتباطات اجتماعي اين كودكان، دادن آموزشهاي لازم به آموزگاران و مادران آنها ارضاي نيازهاي عاطفي و رواني اين دانش آموزان و پر كردن اوقات فراغت آنها لازم به نظر مي رسد. اين پايان نامه همراه با جدول،نمودار ،كتابنامه و در 99 ص ارائه گرديده شده است. 1489پ  

 

نام و نام خانوادگي : کبري قرباني

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر ايران باغبان

تاريخ دفاع : 5/7/84

رشته و گرايش : مشاوره-خانواده

استاد مشاور : دکتر سيد احمدي احمدي

هدف اين پژوهش بررسي تأثير زوج درماني به شيوه درمان عقلاني – هيجاني رفتاري برتعارض ها و افكار غيرمنطقي زوجين بوده است. روش پژوهش نيمه تجربي و متغيرمستقل، شيوه درمان عقلاني – هيجاني رفتا ري و متغيرهاي وابسته هم، تعارضات زناشويي و افكار غيرمنطقي زوجين بوده است. در اين پژوهش نمونه مورد نظر (20 زوج) از بين مراجعه كنندگان به مركز مشاوره بهزيستي و فرهنگسراي شهيد همت كه داراي تعارض زناشويي بودند، انتخاب و به صورت تصادفي در گروه گواه و آزمايش قرار گرفتند.فرضيه هاي اصلي تحقيق عبارت بودند از:1) زوج درماني به شيوه درمان عقلاني – هيجاني رفتاري تعارض زناشويي را كاهش مي دهد 2) زوج درماني به شيوه درمان عقلاني – هيجاني رفتاري افكار غيرمنطقي زوجين را كاهش مي دهد. گروه آزمايش و گواه با پرسشنامه هاي تعارضات زناشويي و افكار غيرمنطقي زوجين مورد آزمون قرارگرفتند. روي گروه آزمايش ،متغيرمستقل اعمال شد و روي گروه گواه، هيچ متغيري اعمال نشد. نتايج پس آزمون با تحليل كواريانس و تحليل مانوا به وسيله نرم افزار آماري SPSS تحليل شد. نتايج نشان داد كه: زوج درماني به شيوه درمان عقلاني – هيجاني رفتاري در كاهش تعارضات زناشويي و افكار غيرمنطقي زوجين مؤثربوده است(01/0>p) اين شيوه برخرده مقياس هاي همكاري، رابطه جنسي، واكنش هاي هيجاني، رابطه فردي با خويشاوندان خود و رابطه خانوادگي با خويشاوندان همسر و دوستان و جلب حمايت فرزند موثر بوده است ولي برخرده مقياس جدا كردن امورمالي مؤثر نبوده است. همچنين برخرده مقياس هاي افكار غيرمنطقي، وحشتناک پنداري ناکامي و ناراحتي ،حكم هاي كمال گرايانه براي خود، همسر و ارتباط، فلسفه سرزنش و تنبيه، نياز شديد به محبت و حمايت و غير قابل کنترل بودن هيجانها مؤثر بود است.

 

انشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم اجتماعي - علامه

تاريخ ارائه: 1382

نام دانشجويان: پرويز بگرضايي 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي:

اساتيد راهنما: عذرا جاراللهي استاديار دكتري تخصصي جامعه شناسي    

اساتيد مشاور: محمدحسين پناهي دانشيار دكتري تخصصي جامعه شناسي    


کليد واژه: خشونت,تحصيلات,خشونت عليه زنان,پايگاه اقتصادي,Domestic violence,Education,Violence against the women 

چكيده: گروه مطالعات زنان هدف تحقيق : شناخت عوامل و ارائه راهكارهاي لازم جهت كاهش پديده خشونت خانواگي مي باشد. فرضيه هاي تحقيق : فرضيه ها در زمينه ارتباط عوامل مختلف (مانند تجربه و مشاهده و خشونت در خانواده خاستگاه توسط مرد ، پايبندي مرد به اعتقادات مذهبي ، سوء ظن مرد نسبت به زن ، ميزان دخالت خويشاوندان ، ميزان رضايت وعلاقه زن به همسر ، تعداد فرزندان ، پايگاه اقتصادي - اجتماعي مرد استفاده از مواد مخدر و الكل و اختلالات رواني مرد) با ميزان خشونت فيزيكي و رواني مردان نسبت به زنان به محك آزمايش گذاشته است. روش تحقيق : پيمايشي . جامعه آماري : كليه زنان متاهل ساكن در شهرستان ايلام بوده اند. يافته هاي تحقيق : نتايج حاصله حاكي از معنادار بودن رابطه ميان تجربه و مشاهده خشونت در خانواده خاستگاه توسط مرد ميزان پايبندي مرد به اعتقادت مذهبي ، دخالت خويشاوندان ، ميزان رضايت وعلاقه زن ، پايگاه اقتصادي - اجتماعي مرد اختلالات رواني مرد، سوء ظن مرد نسبت به زن ، استفاده مرد از مواد مخدر و ميزان خشونت مردان عليه زنان خويش است. نتيجه گيري و پيشنهاات : نشان مي دهد كه اكثر زنان جامعه آماري از طرف همسرانشان مورد خشونت قرار گرفته اند وشايع ترين خشونت در بين آنها خشونت روحي - رواني بوده است به همين دليل توصيه مي شود كه سازمانها و نهادهاي ذيربط با ايجاد مرازك مددكاري و مشاوره خانواده شيوه هاي صحيح زندگي كردن و نحوه رفتار زن و شوهر با همديگر را به آنها آموزش دهند.

 

دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه

سال دفاع:۱۳۷۷

نام دانشجويان: اسماعيل صفائي 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: روانشناسي تربيتي

اساتيد راهنما: يوسف كريمي دانشيار دكتري تخصصي روانشناسي تربيتي ,    

اساتيد مشاور: فرخنده مفيدي دانشيار دكتري تخصصي آموزش و پرورش كودكان استثنايي ,    


کليد واژه: پرخاشگري,Aggression,اختلال رفتاري,Behavior disorder 

چكيده: هدف : بررسي و مقايسه اختلال رفتار در كودكان محروم از پدر،عادي و شاهد. نمونه آماري: 294 دانش آموز (148 دختر و 146 پسر ) كه به شكل تصادفي ساده در سه گروه انتخاب شدند: 158-1 دانش آموز محروم از پدر (68 پسر و 68 دختر) كه پدرشان فوت كرده بود. 158-2 دانش آموز عادي (68 پسر و 68 دختر ) كه با پدر خود زندگي مي كردند.22-3 دانش آموز شاهد (12 دختر و 10 پسر ) كه پدرشان شهيد شده بود. يافته ها : در شش اختلال رفتاري (اختلال رفتار كلي ، پرخاشگري ،بيش فعالي ، اضطراب و افسردگي ،ناسازگاري اجتماعي،رفتارهاي ضد اجتماعي و اختلال كمبود توجه ) دانش آموزان محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دانش آموزان عادي از خود نشان مي دهند. دختران محروم از پدر نسبت به دانش آموزان عادي از خود نشان مي دهند. دختران محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دختران عادي از خود نشان مي دهند.پسران محروم از پدر زمينه اختلال رفتار كلي ، ناسازگاري اجتماعي و رفتارهاي ضداجتماعي اختلال رفتاري بيشتري نسبت به پسران عادي از خود نشان مي دهند اما در مورد اختلال پرخاشگري ،بيش فعالي،اضطراب و افسردگي واختلال كمبود توجه اختلاف بين نمرات دو گروه پسر معني دار نيست. پسران مروم از پدر با پسران شاهد و دختران محروم از پدر با دختران شاهد در هيچكدام از اختلالات رفتاري تفاوت معني دار نداشته و تنها در زمينه اختلال رفتار كلي ، دانش آموزان محروم از پدر اختلال رفتاري بيشتري نسبت به دانش آموزان شاهد از خود نشان مي دهند. محروميت از پدر مي تواند مشكلات رفتاري متعددي را براي دانش آموزان ايجاد نمايد كه براي پيشگيري و يا كم كردن آنها همكاري و معاضدت دست اندر كاران تعليم و تربيت ايجاد تسهيل در ارتباطات اجتماعي اين كودكان، دادن آموزشهاي لازم به آموزگاران و مادران آنها ارضاي نيازهاي عاطفي و رواني اين دانش آموزان و پر كردن اوقات فراغت آنها لازم به نظر مي رسد. اين پايان نامه همراه با جدول،نمودار ،كتابنامه و در 99 ص ارائه گرديده شده است.

 

معرفي فيلم هاي روانشناسي

یکشنبه 12 فروردین1386

لیست فیلم

موضوع روان شناختي فيلم بازيگران کارگردان Last name نام فيلم
( سال توليد )
اختلال استرس پس از سانحه تام کروز اوليور استون Born on the fourth of july متولد چهارم ژولای
( 1989 )
اختلال استرس پس از سانحه مارلون براندو
رابرت دووال
فرانسيس فورد کاپولا Apocalypse now اينک فاجعه
(1979 )
اختلال استرس پس از سانحه جف بريجز جف بريجز Fearless بی باک
( 1993 )
اختلال استرس پس از سانحه جف بريجز
رابين ويليامز
تری گيليام The fisher king شاه ماهيگير
( 1991 )
اختلال استرس پس از سانحه کرک داگلاس استنلی کوبريک Paths of glory

راههای افتخار
(1957 )

اختلال اضطراب منتشر وودی آلن
مريل استريپ
وودی آلن Manhattan منهتن
(1979)
اختلال اضطراب منتشر وودی آلن وودی آلن Anni hall آنی هال
(1977 )
اختلال استرس پس از سانحه رابرت دنيرو
رولت روسی
  The deer hunte شکارچی گوزن
(1978 )
اختلال استرس پس از سانحه   استنلی کوبريک Full metal jacket غلاف تمام فلزی
( 1987 )
اختلال استرس پس از سانحه   اوليور استون Platoon دسته نظامی
(1986 )
 یک ذهن زیبا                                                              اسکیزوفرنی
برگرفته از سايت خانه روانشناسان امروز                               http://www.tph.ir
 

نام و نام خانوادگي : محمد سلطاني زاده

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر مختار ملک پور

تاريخ دفاع : 24/12/84

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

استاد مشاور : دکتر حميدطاهر نشاط دوست

چكيده

هدف از اين پژوهش بررسي رابطه ي بين لذت جسماني و هيجان طلبي با سلامت ذهن بود. بدين منظور 80 نفر از دانشجويان دانشگاه اصفهان, شامل 33 مرد و 47 زن به صورت خوشه اي چند مرحله اي انتخاب شدند. براي ارزيابي هيجان طلبي از مقياس هيجان طلبي زاکرمن فرم پنجم و براي ارزيابي ميزان لذت جسماني، از «مقياس لذت جسماني» استفاده گرديد. افراد شرکت کننده، 15 روز متوالي به سؤالات اين مقياس پاسخ دادند. براي بررسي جنبه ي شناختي سلامت ذهن از مقياس رضايت از زندگي و براي بررسي جنبه ي عاطفي آن از مقياس عاطفه ي مثبت و منفي استفاده شد. نتايج اين پژوهش نشان داد كه هر چه لذت جسماني دانشجويان بيشتر باشد، جنبه ي شناختي سلامت ذهن آنها, يعني، رضايت از زندگي بيشتر است (01/0 >P). همچنين افزايش لذت جسماني به افزايش عاطفه ي مثبت در زمان گذشته, حال و آينده و حتي عـاطفه ي مثبت كلي منجر مي گشت (05/0> P). اما افزايش ميزان تجربه ي لذت جسماني تغييري در ميزان عاطفه ي منفي و هيجان طلبي آنها ايجاد نمي كرد. بين هيجان طلبي و رضايت از زندگي رابطه اي وجود نداشت. يافته هاي اين پژوهش حاکي از آن بود كه هرچه ميزان عدم بازداري افزايش مي يافت، عاطفه ي مثبت (گذشته) افزايش و عاطفه ي منفي (گذشته) كاهش پيدا مي كرد. و نيز هر چه ميزان هيجان طلبي و ماجراجويي افزايش مي يافت، عاطفه ي مثبت (حال) افزايش و عاطفه ي منفي (آينده) و عـاطفه ي منفي كلي كاهش پيدا مي كرد(05/0> P). در نهـايت، اين پژوهش مشخص سـاخت كه ميزان عدم بـازداري دانشجويـان پسر، بيش از دانشجويـان دختر بود, در حـاليكه ميزان هيجان طلبي و ماجراجويي دانشجويان دختر بيشتر از دانشجويان پسر بود (05/0> P).

کليد واژه ها: سلامت ذهن, رضايت از زندگي, عاطفه مثبت, عاطفه منفي, لذت جسماني, هيجان طلبي

 

نام و نام خانوادگي: مهدي اكبري

نام دانشگاه: پيام نور قرچك ورامين

استاد راهنما: ابوالفضل شعبانپور

تاريخ دفاع : شهريور 85

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

چکيده

اين پژوهش مطالعه اي  زمينه يابي مي باشد که به منظور بررسي ميزان سلامت روان معلمان زن با بيش از ده سال مسابقه کار مقطع ابتدايي شهر تهران صورت گرفته است. که به اين منظور 5 منطقه آموزش و پرورش به صورت تصادفي انتخاب شد.(مناطق  19،14،12،6،1 ) و از هر منطقه 3 مدرسه و از هر مدرسه 8 معلم تست شده اند که جمعاً 120 نفر مي باشند که نتايج بدست آمده هم به صورت کلي و هم به تفکيک مناطق مشخص شده است. براي بررسي ميزان سلامت روان از تست Rـ90ـ SCL استفاده شده است. به منظور تجزيه و تحليل داده ها از آمار توصيفي و جداول توزيع فراواني و فراواني تراکمي و نمودار آنها استفاده شده است. نتايج آماري نشان مي دهد که ميزان شيوع اختلال رواني در بين معلمين به قرار زير مي باشد.

پارانويا 5/47% : منطقه 1؛ 3/8 % ـ منطقه 6 ؛ 7/6 % ـ منظقه 12 ؛7/11% ـ منطقه 14 ؛ 2/9%ـ منطقه 19 ؛ 7/11%

روان پريشي 3/13% : منطقه 1 ؛5/2%ـ منطقه 6 ؛ 7/1% ـ منطقه 12 ؛5% ـ منطقه 14 ؛ 7/1% ـ منطقه 19 ؛ 5/2%

فوبيا 10% : منطقه 1 ؛7/1% ـ منطقه 6 ؛7/1% ـ منطقه 12 ؛ 2/4% ـ منطقه 14 ؛ 8/0% ـ منطقه 19 ؛ 7/1%

پرخاشگري 8/25% : منطقه 1 ؛ 5/2 – منطقه 6 ؛ 2/4% ـ منطقه 12 ؛ 7/6% ـ منطقه 14 ؛ 5% ـ منطقه 19 ؛ 5/7%

اضطراب 20 / 34 % : منطقه 1 ؛2/4% ـ منطقه 6 ؛ 8/5% ـ منطقه 12 ؛ 2/14% ـ منطقه 14 ؛ 2/4%ـ  منطقه 19 8/5%

افسردگي 3/ 38% : منطقه1؛ 7/6% ـ منطقه6 ؛5/7% ـ منطقه12 ؛10%  ـ منطقه14 ؛7/6%  ـ منطقه19 ؛ 5/7%

حساسيت بين فردي 25% : منطقه 1؛ 3/3% ـ منطقه 6 ؛ 5% ـ منطقه 12 ؛ 3/8% ـ منطقه 14؛ 2/4% ـ منطقه 19 ؛ 2/4%

وسواس 5/32% : منطقه1 ؛5/2% ـ منطقه 6 ؛ 7/6%  ـ منطقه12 ؛ 10%ـ منطقه14 ؛ 5%  ـ منطقه 19 ؛ 3/8%

خود بيمار انگاري 8/45% : منطقه1؛ 7/6%ـ منطقه6 ؛ 10% ـ منطقه 12 ؛ 5/12%  ـ منطقه 14 ؛ 5/7% ـ منطقه19 ؛ 2/9%

 

آزمون افسردگي ۲۱ سوال بك           

آزمونSCL90  سلامت روان

آزمون خلاقيت

آزمون اضطراب اشپيلبرگر

پرسشنامه پايگاه هويت

آزمون فرزند پروري بامريند

آزمون هوش هيجاني بار آن

مقیاس رشد اجتماعي وايلند

مقیاس بلوغ عاطفی EMS

آزمون اضطراب كتل           

آزمون گوديناف با تفسير

آزمون 16 عامل شخصيت كتل        

آزمون اندريافت موضوع TAT

آزمون اندريافت كودكان CAT

آزمون هوشي بينه

آزمون  شخصيتي وود ورث

آزمون شخصيتي چند جنبه اي برون رويتر

آزمون MMPI نرم ايراني 71 سوالي

آزمون شخصيت نوع A و B

آزمون جملات ناتمام راتر

آزمون آندره ري

آزمون خود پنداره راجرز

آزمون EQ

پرسشنامه رضايت شغلي

پرسشنامه رضايت زناشويي

پرسشنامه درونگرايي و برونگرايي

پرسشنامه ارزشيابي رفتار راتر

پرسشنامه قدرت رهبري

پرسشنامه محيط زندگي

پرسشنامه ترس

پرسشنامه اضطراب زانك

پرسشنامه هيجان خواهي ذاكرمن

پرسشنامه شجاعت

پرسشنامه سازگاري ازدواج

و....

براي دريافت آزمونها ايميل بزنيد تا از نحوه فروش و قيمت آنها مطلع شويد.

    با تشكر قاسمی

 

فصلنامه بهداشت روان

سه شنبه 15 اسفند1385


شماره 18، زمستان 1385
56 صفحه

 
 سرمقاله ص 3
مشاهده متن   [PDF 64kb]    
 سينما درماني و بهداشت روان
دكتر جابر عناصري   ص 4
 اختلال عاطفي فصلي چيست و چه بايد كرد ؟!
مترجم:ابوالفضل امير ديواني ص 8
 چگونه مي توان بر «تغيير خلق» بطور موثر غلبه كرد / بخش دوم
مترجم:حميد فرخي فر ص 16
مشاهده متن   [PDF 243kb]    
 اطلاعات مفيد درباره ي بيماري رواني بدبيني
مترجم:سعيد عبدالملكي ص 22
 شك را بيشتر بشناسيم
آرين پناه پور   ص 31
مشاهده متن   [PDF 145kb]    
 خشونت عليه زنان در جهان
لطيف جعفري   ص 34
 استرس (1) ، جوانان ، جامعه
ناهيد سادات حياتي   ص 40
 در ادامه فاجعه پاكدشت
دكترحسين عسكري   ص 44
مشاهده متن   [PDF 116kb]    
 خطر سايبر براي كودكان و نوجوانان
سيدمحمدحسين قاسمي گسكمين جان   ص 46
 بازي زندگي كودك نيست اما تمام زندگي كودك بازيست
مهسان مظلومي سادات   ص 50
مشاهده متن   [PDF 229kb]    
 25 دي روز خانواده گرامي باد يا : 25 دي ، ماه روز خانواده
راحله رفيعي   ص 54
مشاهده متن   [PDF 139kb]    
 

تحليل داده هاي آماري

یکشنبه 6 اسفند1385


 اينجانب يوسف قاسمي داراي كارشناسي ارشد روانسنجي(سنجش و اندازه گيري) به همراه گروه خود حاضر به همكاري با اشخاص و يا گروههاي تحقيقاتي هستم .

اين همكاري ها شامل :

1-      تحليل داده هاي آماري در همه سطوح تحصيلي با تضمين

2-      جمع آوري مطالب مورد نياز در رشته هاي روانشناسي و تربيتي و...

3-      نمونه گيري از گروههاي نمونه شما

4-      نگارش و كمك در نگارش پوروپوزال

5-      مشاوره پايان نامه

6-      ...

براي دريافت نحوه مشاوره و درخواست همكاري با ايميل مديروبلاگ yousef.g@gmail.com تماس بگیرید.

 

نام و نام خانوادگي : زهره لطيفي

دانشكده : علوم تربيتي و روانشناسي(اصفهان)

استاد راهنما : دکتر حسين مولوي

تاريخ دفاع : 28/7/77

رشته و گرايش : روانشناسي-عمومي

استاد مشاور : دکتر مهرداد کلانتري

هدف از اين تحقيق بررسي و مقايسه وضعيت رواني - اجتماعي - خانوادگي زنان شاغل و خانه‏دار و بررسي رابطه رضايت شغلي بانوان شاغل تمام وقت و نيمه وقت و سازگاري زناشويي آنها بود. 102 نفر بانوي خانه‏دار و 100 نفر بانوي شاغل (49 نفر تمام وقت و 51 نفر نيمه وقت) به طور تصادفي از مشاغل متنوع و مكانهاي مختلف شهر اصفهان به عنوان گروههاي نمونه انتخاب شدند و آزمون خلاصه شده سيماي خانواده، آزمون خلاصه شده رضايت شغلي و آزمون scl 90 در مورد آنها اجرا گرديد.

نتايج نشان داد:

از لحاظ سازگاري زناشويي، سايكوتيسيزم، حساسيت بين فردي و وسواس بين سه گروه شاغل تمام وقت، شاغل نيمه وقت و گروه خانه‏دار تفاوت معني‏داري مشاهده نشد. از لحاظ ميزان اضطراب تفاوت بين سه گروه شاغل تمام وقت،‌ شاغل نيمه وقت و خانه‏دار معني دار بود. ( p=0/001) در مقايسه بين گروهها :تفاوت بين گروه شاغل تمام وقت و خانه‏دار (p=0/004)و تفاوت بين دو گروه شاغل نيمه وقت و خانه‏دار (p=0) معني دار بود. از لحاظ ميزان افسردگي تفاوت بين سه گروه شاغل تمام وقت، شاغل نيمه وقت و خانه‏دار معني‏دار بود (p=0/005) در مقايسه بين گروهها : تفاوت بين گروه شاغل تمام وقت با خانه‏دار (p=0/003) و تفاوت بين گروه شاغل نيمه وقت با خانه‏دار (p=0/007) معني‏دار بود. از لحاظ ميزان خصومت نيز تفاوت بين گروه شاغل تمام وقت،‌ شاغل نيمه وقت و خانه‏دار معني دار بود (p=0/02) در مقايسه بين گروهها : تفاوت بين گروه شاغل تمام وقت با خانه‏دار (p=0/03) و تفاوت بين شاغل نيمه وقت با خانه‏دار (p=0/008) معني‏دار بود. از لحاظ حالات پارانويا نيز تفاوت بين سه گروه معني‏دار بود.

(p=0/017) و در مقايسه بين گروهها : تفاوت بين گروه شاغل تمام وقت با خانه‏دار (p=0/03) و تفاوت بين گروه شاغل نيمه وقت با خانه‏دار (p=0/006) معني دار بود. از لحاظ ميزان اضطراب فوبيك تفاوت بين سه گروه معني‏دار بود (p=0/001) و در مقايسه بين گروهها : تفاوت بين گروه شاغل تمام وقت با خانه‏دار        (p=0/002) و تفاوت بين گروه شاغل نيمه وقت با خانه دار (p=0) و در مجموع تمام موارد فوق در بين بانوان خانه‏دار بيشتر بود. شكايات جسماني نيز در مقايسه بين سه گروه معني‏دار بود(p=0/01) در مقايسه بين سه گروه معني‏دار بود (p=0/01) و در مقايسه بين بانوان شاغل نيمه وقت و خانه‏دار،‌در بين بانوان خانه‏دار به طور معني‏داري بيشتر مشاهده گرديد (p=0/003) طبق نتايج تحقيق هر چه ساعات كار فرد بيشتر باشد حالات خصومت و پرخاشگري فرد نيز به طور معني‏داري بيشتر مي‏شد (p=0/005) و هر چه ساعات كار فرد بيشتر باشد حالات پارانويا در فرد نيز بيشتر مي‏شد (p=0/015) رابطه منفي معني‏داري بين ساعات كاري و وضعيت اقتصادي – اجتماعي (p=0/021) و بين ساعات كاري و افسردگي (p=0/013) به دست آمد. ميزان تحصيلات با حالات پارانويا رابطه معكوس داشت هر چه تحصيلات فرد افزايش مي‏يافت حالات پارانويا به طور معني‏داري كم مي‏شد ( p=0/002) ميزان تحصيلات با اضطراب فوبيك نيز رابطه معني‏دار معكوس داشت (p=0/002) همچنين ميزان تحصيلات با جسماني سازي رابطه معني‏دار معكوس داشت (p=0/035) و نيز ميزان تحصيلات با افسردگي رابطه معني‏دار معكوس داشت     (p=0/039) يعني هر چه ميزان تحصيلات فرد افزايش مي‏يابد بر حالات پارانويا، اضطراب، فوبيك،‌افسردگي و جسماني سازي به طور معني‏داري در او كم مي‏شد.

بين رضايت شغلي و سازگاري زناشويي همبستگي معني‏داري وجود داشت. (p=0/013)‌و بين ميزان رضايت شغلي و روزهاي كاري فرد ارتباط معني‏دار وجود نداشت (p=0/08)

 

تاريخ ارائه: 1377


دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه

گروه:

نام دانشجويان: سكينه شاه محمدي 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: مشاوره

اساتيد راهنما: شهين عليايي زند دكترا روانشناسي ,    

اساتيد مشاور: كاظم سليمي زاده

 

چكيده: هدف: آگاهي از ميزان مثبت نگري در معناي زندگي ، عزت نفس و ويژگيهاي خانوادگي در بين گروه و ارائه پيشنهادات و راهبردهايي بمنظور كاهش اقدام به خودكشي به خصوص در گروه سني نوجوانان و افزايش ميزان توانمندي و سازگاري در برابر مشكلات و مسايل اعتم از خانوادگي و اجتماعي و گسترش افق هاي ديدشان در معناي زندگي و بالا بردن احساس ارزشمندي (عزت نفس ) آنان ، تحقيق آنان شامل 3 فرضيه اصلي و 11 فرضيه فرعي است. فرضيه هاي اصلي مثبت نگري در معناي زندگي ، ويژگيهاي خانوادگي و عزت نفس را در بين اقدام كندگان به خودكشي و افراد عادي و 11 فرضيه فرعي نيز وقوع طلاق ميان والدين ، جدا زندگي كردن از والدين ، در قيد حيات بودن والدين ، وجود سابقه خودكشي در ميان اعضاي خانواده و نيز در ميان آشناييان ، كيفيت روابط ميان والدين ،كيفيت روابط ميان افراد خانواده ، اميد به آينده ، هدف در زندگي ، ارزيابي مثبت از خود ، روابط اجتماعي و ديدگاه جبري بررسي كرده اند. جامعه آماري دختران جوان (15 تا 25 سال ) كه اقدام به خودكشي كرده اند و نيز دختران جوان عادي كه از نظر ويژگيهايي چون سن ، تحصيلات ، وضعيت تاهل و محل سكونت همتا با جواناني كه اقدام به خودكشي كرده اند. نمونه :100 نفر (50 نفر افرادي كه اقدام به خودكشي كرده اند و 50 نفر از دختران عادي ) بصورت تصادفي انتخاب شدند. يافته ها :تمامي فرضيه هاي اصلي و فرعي تاييد شدند پيشنهادات:گسترش كلينيك هاي مشاوره و رواندرماني در سطح جامعه .برگزاري مداوم كلاسهاي آموزش خانواده در مدارس و مراكز . آموزش نوجوانان و جوانان براي كسب خودباوري و ارزش نهادن به خود و در نهايت افزايش عزت نفس . آموزش نوجوانان و جوانان جهت افزاي توانمندي آنها در جهت مقابله با مشكلات زندگي و كسب ديدگاه مثبتي از معناي زندگي . اين پايا نامه همراه با جدول ، نمودار و كتابنامه و در 123 ص ارائه گرديده شده است.

 

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ